سعادت استاندار آذربایجان غربی شد

باران ؛ با پیشنهاد وزارت کشور و موافقت هیئت وزیران قربانعلی سعادت به عنوان استاندار آذربایجان غربی انتخاب و معرفی شد.

در جلسه صبح امروز هیئت دولت که به ریاست حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری برگزار شد، با پیشنهاد وزارت کشور و موافقت هیئت وزیران قربانعلی سعادت به عنوان استاندار آذربایجان غربی انتخاب و معرفی شد.

 همچنین در  جلسه  امروز هیات دولت استانداران کرمانشاه، سیستان و بلوچستان و هرمزگان منصوب شدند. سخنگوی دولت  گفت : در جلسه امروز هیأت دولت آقای رضایی بابادی به عنوان استاندار کرمانشاه، اوسط هاشمی به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان و جادری به عنوان استاندار هرمزگان مشخص شدند.

سوابق  و فعالیت ها  : قربانعلی سعادت  متولد ۱۳۳۲ روستای قره باغ ارومیه 

 http://www.makufz.org/Portals/0/LiveContent/685/Images/%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA.jpg

 ۱ –  سال ۶۰ تا شهریور ۶۲    (  مدیر جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی )

۲- سال ۶۲ تا خرداد ۶۴  ( معاون امور استانهای وزارت جهاد کشاورزی )

۳- سال ۶۴ تا آبانماه  ۶۹     ( معاون سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان غربی )

۴- آبان ۶۹ تا اواخر ۶۹       ( سرپرست استانداری آذربایجان غربی )

۵-  سال ۷۰ تا مهرماه ۷۶     ( استاندار آذربایجان غربی )

۶-  سال ۷۶ تا  سال۸۱       ( استاندار قم  )

۷- سال ۸۱ تا سال ۸۴   ( استاندار لرستان )

 سال ۸۴ تاکنون  (  مدیر عامل شرکت حساب ۱۰۰ امام ( ره ) وابسته به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی )

و در حال حاضر مدیر عامل منطقه آزاد تجاری ماکو

مخالفت دولت با گزینه وزارت کشور برای استانداری بوشهر


با وجود اعلام وزير كشور مبني بر اينكه استاندار جديد بوشهر و 4 استان ديگر در جلسه امروز (چهارشنبه) هيات دولت مشخص مي شود، اما اين موضوع منتفي شد.
 
يك منبع آگاه در گفتگو با «خليج فارس» گفت: به دنبال معرفي عبدالرحمن نديمي بوشهري از سوي وزير كشور براي تصدي استانداري بوشهر، كارگروه مربوطه در هيات دولت به رياست جهانگيري معاون اول رييس جمهور با اين گزينه مخالفت كرده و اين پرونده به وزارت كشور بازگردانده، از اين رو احتمالا انتخاب استاندار بوشهر در جلسه امروز هيات دولت منتفي شده است.
 
نديمي بوشهري در دولت هاشمي رفسنجاني به مدت 5 سال استاندار بوشهر بود. وي يكي از گزينه هاي پيشنهادي نمايندگان اصولگراي بوشهر به وزير كشور براي تصدي استانداري بود.
 
با اين حال، فعالان اصلاح طلب و ستادهاي انتخاباتي دكتر روحاني در استان بارها بر گزينه هاي ديگري براي استانداري تاكيد دارند كه در صدر آن نام اسماعيل تبادار ديده مي شود كه طي 3 سال پاياني دولت خاتمي استاندار بوشهر بود.

آیت الله حسنی ؛ مردی از جنس پایمردی است

بررسی فرآیند زندگی و سرنوشت نخبگان سیاسی نظام انقلاب اسلامی عموما فرایند و نشانه‌های مشابهی را منعکس می‌سازد. در انقلاب اسلامی ایران، برخی از نخبگان سیاسی و رهبران انقلابی بیش از ۳۴ سال در ساختار حکومتی ایفای نقش نموده‌اند. چنین روندی بیانگر جلوه‌هایی از تداوم ثبات سیاسی در ساختار قدرت محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، تداوم نقش سیاسی چنین نخبگان سیاسی نشان می‌دهد که ساختار حکومتی از سازوکارهای کنش موثر برای مدیریت بحران برخوردار بوده‌اند.

بدین ترتیب سرنوشت نخبگان سیاسی عموما با چگونگی جایگاه و مواضع آنان نسبت به کانون انقلاب مورد بررسی قرار می‌گیرد. براساس چنین رویکردی، نقش اصلی برای آیت‌الله حسنی در روند انقلاب اسلامی و پس از آن در نظر گرفته می شود و جایگاه سیاسی آیت الله حسنی که تا به امروز همچنان با قدرت در ساختار حکومتی، سیاسی و دینی ایران و آذربایجان پابرجا و با صلابت است.

آیت الله حسنی از همان آغاز ورود به مبارزه با رژیم طاغوت، خود را وقف اسلام و برپائی نظام اسلامی و حراست از آن کرده بود و همچنان بر این عهد خود باقی است و از هر اقدامی که به این نظام لطمه وارد سازد پرهیز می‌کند. او برای نظام جمهوری اسلامی همچون “مادر” است نه “دایه”. به همین دلیل، حاضر است خود را فدا کند تا نظام بماند.

با تمام این وجود این نشانه های آشکار، همچنان افراد مجازی اما دارای یک موج خفیف حقیقی سعی در بی تاثیر نشان دادن وجود پررنگ ترین عنصر آذربایجان هستند. عنصری که به تنهایی در مقابل همه افراد ها، جریان ها و باندها حرف اول و آخر است.

نشان درایت آیت الله حسنی را در انتخابات پرشکوه ریاست جمهوری دیدیم و همزمان با توصیه مقام معظم رهبری و لبیک مردم و مسئولین، آیت الله حسنی نقش پررنگ خود را باز در جامعه آذربایجان به سیاسیون نشان داد.

آیت الله برای تنها یکی از کاندیداتورهای ریاست جمهوری و برای اولین بار به استقبال ایشان رفت و آن فرد کسی نبود جز دکتر حسن روحانی، که آیت الله حسنی با حضور خود در مزار شهدای آذربایجان غربی در ارومیه، نشان داد همچنان پررنگ ترین تفکر در میان جامعه کهنه کار سیاسی و مذهبی استان دارد. شاید هر کس دیگری در این وضعیت کهولت سن و فشارهای محیطی و مردمی که در دیدارهای مردمی صورت میدهد هرگز این کار را انجام نمیداد، اما پایمردی و درایت ایشان را هیچ چیزی جلودار نیست.

این مساله به این روزهای حساس آذربایجان غربی نیز برمیگردد. روزهایی که امام جمعه ارومیه، همچنان همان انسان همیشگی است و میداند که در پس هزاران موی سفید کرده خویش چه باید بر سر آینده استان آذربایجان غربی بیاید و تا اکنون هیچ کسی نتوانسته است در نظرات ایشان ذره ای تغییر ایجاد کند.

باید به این فکر بود وجود این عنصر و گوهر بلورین انقلاب اسلامی را قدر گرفت و تک تک بیانات ایشان را به اندازه ای جدی گرفت که بتوان آیینه آینده استان را در آن دید.

در آخر باید به این نکته ها توجه کرد، جایگاه مقام معظم روحانیت و شخصیت بزرگی مانند آیت الله حسنی و همچنین شهدا و جانبازان راه حق و آزادی دفاع مقدس دارای کرامت میباشند و باید در آیین سیاست به این نکات توجه کرد تا خدای ناکرده دلسوزان نظام و انقلاب و مسئولین متعهد و کارا دچار سو تفاهم نشده و کسانی را که بودن آنها، دلیل بر زندگی خوش امروز این افراد است را متهم کرده و حتی به جایگاه رفیع آنها نوهین شود.

آزادی بیان بر این معنا نیست که بتوان به اشخاصی که درارای بزرگترین جایگاه سیاسی و تفکری استان و منطقه هستند با بیانات بی پایه و اساس به باد انتقاد هایی شبیه آنچه به مقامات ارشد نظام سیاسی جمهوری اسلامی زده میشود گرفت و حتی پا را فراتر از انتقاد گذاشته و با توهین فضای سیاسی استان را نا سالم و شان مقامات را پایین آورد. انتقاد سازنده بحث جداگانه ای دارد و توهین دارای مباحث قانونی روشنی است که میتوان آن را پیگری کرد.

اینکه سایت ها، افراد حقیقی و حقوقی بتوانند بی پروا مطالبی را انتشار دهند و حتی با ذهنیت خود به آن پر و بال بدهند و سعی کنند که خبر خود را به اندازه ای بزرگ کنند که آن را مهم ترین خبر روز خود بدانند دارای اشکالات فراوانی است که یکی از آنها کوتاه بودن فضای رسانه از خبر و در مورد دوم گم شدن عنصر صداقت و در سوم بازیچه افراد معلوم الحالی که سعی دارند از فضای به وجود آمده سهم خواهی کرده تا شاید در آینده به مقامی برسند.

اما نقش رسانه به این محدود نمیشود، اینکه بتوان راحت رمان افسانه ای ساخت و توهین کرد، مساله جدید ابراز وجود خبرهایی است که اصلا وجود خارجی ندارند. آیت الله حسنی فردی است که در این روزگاری که از هر گوشه ای خبری چه راست و دروغ منتشر میشود به راحتی بدون نیاز به اتمام خبر حقیقت و عدم آن را تشخیص میدهد و با درایت خود مهر بر صحت آن میگذارد. اما انتشار خبر به عنوان مثال کاندیداتوری فردی برای استانداری که حتی در سطح مقامات عالی رتبه و تصمیم گیرنده حتی اسم ایشان را نشنیده اند ولی در سایت های استان حتی به این نکات اشاره میشود که آیت الله حسنی تاییده ای را امضا کرده اند به این معنی نیست که آن فرد استاندار میشود، آیت الله حسنی مانند هر دلسوز انقلاب و نظام صحت مدیریت افراد را تایید میکند و نه بیشتر. اما این درایت و صداقت آیت الله مورد سو استفاده اطرفیان این دوستان قرار گرفته تا بتوانند با جو حاصله همچنان مطرح بمانند. چه چیزی مانند اعلام کاندیداتوری میتواند کام مسئولین فعلی و اسبق را شیرین کند، در حالی که آیت الله حسنی در حال دفاع از نظام سیاسی استان آذربایجان غربی است.

در هر صورت توصیه ما به همه رسانه های فعال در استان آذربایجان غربی دعوت به خویشتن داری است، چه بسا ممکن است در این بازی هایی که توسط عده ای شروع شده است و ناخواسته بازیچه دست بسیاری شده اند آخر آن به جایی ختم شود که در شان رسانه های استان آذربایجان غربی نیست، چه رسد به توهین و کاوش عقیده افراد که کار بسیار زشتی است.

برای پیشنهاد به استاندار جدید استان آذربایجان غربی پیگری ساماندهی رسانه های مجازی و حقیقی استان باشد تا فضای استان دچار آلودگی هایی نشود که همه از رفرنس های کهنه سیاسی استفاده میکنند و شاید تاریخ مصرف آن بسیار زمان است تمام شده است.

محتشمی پور : تنها کسی که مخالف ادامه جنگ بود، امام بودند

جماران: حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر محتشمی پور از نزدیک ترین یاران امام خمینی(س) و وزیر کشور دولت دفاع مقدس است. قطعا در بازخوانی بخش بزرگی از تاریخ انقلاب اسلامی، خاطرات او بسیار خواندنی و قابل تامل خواهد بود. تاریخ شفاهی اما زمانی عمیق تر و نزدیک به حقیقت می شود که با متن ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی یعنی صحیفه امام، پیوند داشته باشد. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، با توجه به ضرورت این امر مهم، در نظر دارد با حضور مبارزان و یاران انقلاب و امام، ضمن صحیفه خوانی، به بررسی رویدادهای مختلف تاریخ انقلاب بپردازد. آنچه در پی می آید، نخستین برگ از این تلاش جدید جماران است که به تبیین خاطرات حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر محتشمی پور اختصاص دارد. گفتگو با این مبارز جسور دوره های مختلف نهضت امام خمینی، در محل سایت جماران و در فضایی دوستانه صورت گرفت. او در این گفتگو از مقدس مآب ها تا نهضت آزادی سخن گفت. در جایی از گفتگو، به کتاب خاطرات محمدجواد ظریف اشاره کرد و به نقد آن بخش از خاطرات ظریف که در ارتباط با وی است، پرداخت.
همان طور که می‌دانید، حضرت امام در چند سال پایانی عمرشان چندین نامه و پیام مهم دارند که منشور برادری، منشور روحانیت و نامه‌نگاری با برخی از شخصیت های سیاسی و مذهبی آن  دوره زمانی از جمله آن‌ها است. در تمامی این نامه‌ها چند موضوع متفاوت ولی با یک نگاه مشترک و واحد به چشم می خورد از جمله آن هشدار نسبت به وجود متحجرین و مقدس‌مآبان، تأکید بر وجود سلایق مختلف فقهی-سیاسی به عنوان یک امر لازم و پسندیده در صحنه های اجتماعی کشور و... است. به نظر جنابعالی، هدف و مقصود حضرت امام در آن برهه از طرح این مسائل چه بود و چه زمینه های تاریخی و اجتماعی و فرهنگی در این ارتباط متصور است؟
داستان این مباحث که مطرح کردید و امام در اواخر عمر شریف‌شان مطرح کردند، ریشه در یک زمانی طولانی بعد از انقلاب دارد. البته بعضی از موضع گیری‌های امام مربوط به سال‌های پایانی عمرشان نمی‌شود و در نجف هم بحث متحجرین و مقدس‌نماها را در اعلامیه‌ها و بیانات متعدد مطرح کرده بودند و لذا مربوط به اواخر عمر امام نمی‌شود. البته ایشان در اواخر عمر با سلسله مسائلی با حساسیت برخورد کردند.
اما در خصوص مواردی که شما اشاره کردید در ارتباط با نامه نگاری با شخصیت های سیاسی و مذهبی به عنوان مثال به سوابقی که در ارتباط با دو مورد از این نامه ها است مطرح می کنم مثلا نامه به آقایان محمدعلی انصاری و ناطق نوری که در ماه های پایانی عمر پربرکت امام نگارش یافته، باید سابقه‌ای را ذکر کنم.
قبل از انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی، امام مسئله اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی را در یک سلسله سخنرانی ها  و بیانیه ها  مطرح کردند و توضیح دادند که اسلام ناب محمدی(ص) که مورد نظر ایشان و انقلاب است چه شاخصه‌هایی دارد؛ اسلام محرومین، اسلام پابرهنگان، اسلام مظلومین و... . ایشان شاخصه‌های اسلام آمریکایی را هم مطرح کردند که از جمله آن «اسلام مرفهین بی‌درد» و کسانی بود که فراری از جبهه و جهاد هستند. این سخنان باعث شد که در جامعه و میان گروه‌های مختلف بحث شود که منظور امام چه کسانی هستند و چه جریاناتی در داخل کشور وجود دارند که این شاخصه‌ها به آن‌ها انطباق پیدا می‌کند که اوج آن در دوران تبلیغات انتخابات مجلس سوم بود؛ بعضی جریانات یکدیگر را متهم می‌کردند که گروه دیگر با شاخصه های اسلام آمریکایی شاخص هستند و طرفدار ثروتمندان، زالوصفتان و مرفهان بی‌درد هستند یا حتی خودشان طرفدار مرفهمین بی‌درد هستند یا فراری از جبهه‌ها هستند.
بر این اساس برخی شخصیتهای برحسته این جناح که مورد اتهام قرار گرفته بود خدمت امام رسیدند و گفتند شما که این بحث‌ها را مطرح کرده‌اید، در خارج این‌گونه تلقی شده که ما مدنظر شما هستیم. امام فرمودند نه! نظر من شما نبودید و این‌گونه نبود که منظور من شخص خاصی باشد.
آن انتخابات گذشت و جریان مذکور رأی نیاورد و اکثریت نمایندگان مجلس سوم نیروهایی بودند که موسوم به «خط امام» بودند. حتی مسئله تا آنجا پیش رفت که شخصیت‌های برجسته‌ای چون آیت‌الله یزدی عضو جامعه مدرسین و از چهره‌های سرشناس کشور در تهران رأی نیاورد و انتخاب نشد. این در شرایطی بود که آقای یزدی قبل از آن، در خراسان هم به عنوان کاندیدای خبرگان رهبری ثبت نام کرده بود و در آنجا هم رأی نیاورد که این خیلی معنادار بود و یک ضربه سخت به یک جریان درون نظام بود.
بعد از ناکامی آن جناح و خصوصا یک چهره کلیدی آن، امام آیت‌الله یزدی را به عنوان عضو فقهای شورای نگهبان منصوب کردند و این امر درون جریانات سیاسی انقلاب، به معنای بازسازی و احیای جریانی بود که عملا درون جامعه وجهه، پرستیژ و حیثیت خود را از دست داده بود؛ امام اینها را احیا کرد و با این اقدام می‌خواست بگوید که منظور من از اسلام آمریکایی این جریان فکری نیست و هر دو جریان درون نظام بوده، اختلافات آن‌ها درون خانوادگی است و هردو علاقمند به نظام، انقلاب و اسلام هستند، اما هرکدام با روش خاص خودشان و هدف هر دو هم بقاء و ثبات انقلاب و جمهوری اسلامی است.

ادامه نوشته

دلیل بینی بزرگ مردان مشخص شد

دانشمندان در جدیدترین تحقیقات خود اعلام کردند: مردان نسبت به زنان دارای بینی بزرگ تری هستند و این امر ناشی از تفاوت جنسیتی آنها در نیاز به انرژی است.

به گزارش مهر، دانش پژوهان دانشگاه آیووا می گویند مردان به طور کلی دارای توده عضلانی بی چربی بیشتری هستند که برای رشد و حفظ و نگهداری بافت عضلانی به اکسیژن بیشتری نیاز دارند. در اینجا بینی بزرگ تر به معنی کسب و عرضه اکسیژن بیشتر به رگهای خونی و رساندن آن به عضلات است.

"ناتان هولتون" یکی از مجریان این پروژه می گوید: نشان داده ایم همانطور که اندازه بدن مردان و زنان در طول دوره رشد افزایش می یابد، مردان در ناحیه تنفسی، بینی بزرگتری رشد می دهند.

به گفته وی تفاوت زنان و مردان در اندازه بینی از سن 11 سالگی یعنی از زمان آغاز بلوغ شروع می شود.

از نظر فیزیولوژیکی باید گفت مردان از آغاز دوران بلوغ رشد بیشتری را در توده ماهیچه ای بدون چربی خود آغاز می کنند این در حالی است که زنان هم زمان توده چربی بیشتری را رشد می دهند.

هولتون معتقد است همین الگو در متغیرهای پر انرژی مانند مصرف اکسیژن، نرخ سوخت و ساز پایه و نیاز روزانه به انرژی در طول روز نیز وجود دارد.

این یافته همچنین توضیح می دهد چرا بینی ما کوچک تر از اجدادمان از جمله نئاندرتال هاست چرا که آنها توده عضلانی بیشتری داشته و برای حفظ عضلات خود به انرژی بیشتر و درنتیجه بینی بزرگ تری نیاز داشته اند.

این پژوهشگران می گویند در انسانهای امروزی بینی کوچک شده است چرا که بدن ما نسبت به اجدادمان به اکسیژن کمتری نیاز دارد.

به گفته آنها، قفسه سینه و ریه ها نیز در انسانهای مدرن کوچک تر شده اند امری که تقویت کننده این ایده است که انسان امروز به اکسیژن بیشتری نسبت به انسانهای اولیه نیاز ندارد.

میرزاده به طور رسمی رئیس دانشگاه آزاد شد

اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی در جلسه امشب به ریاست رئیس جمهور به میرزاده به عنوان رئیس دانشگاه آزاد رأی دادند.

به گزارش  فارس، شورایعالی انقلاب فرهنگی امشب به ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس‌جمهور تشکیل جلسه داد که در این جلسه با رأی اعضای شورا حمید میرزاده به طور رسمی به عنوان رئیس دانشگاه آزاد منصوب شد.

شایان ذکر است، حمید میرزاده متولد سال 1329 سیرجان و استاد تمام دانشکده مهندسی پلیمر و دانشکده مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر است، وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته طراحی و ساخت کامپوزیت‌ها بر پایه پلی‌استر و الیاف کنف، دانشگاه صنعتی امیرکبیر در سال 57 و مدرک دکتری تخصصی خود در رشته بررسی زیست‌سازگاری الاستومر EPR پیوند خورده با هیدروژن‌ها به کمک اشعه لیزر را از‌ دانشگاه نیوساوت ولز (UNSW) استرالیا دریافت کرد.

وی در سال‌ 1359 تا 1360 فرماندار سیرجان، در سال‌های 1360 تا 1364 استاندار کرمان، در سال‌های 1364 تا 1368 معاون اجرایی نخست‌وزیر، در سال‌های 1368 تا 1374 معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در سال‌های 1374 تا 1376 معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، از سال 1386 تاکنون دبیر و عضو هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی و از سال 1386 تاکنون عضو هیئت امنای مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی است.

حمید میرزاده در سال 1386 با دعوت هاشمی رفسنجانی رئیس هیئت موسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی و با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عضو هیئت موسس دانشگاه آزاد و دبیر این هیئت درآمد.

میرزاده عضو هیئت علمی دانشگاه کرمان، استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر، استاد وابسته دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو هیئت علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران را در پرونده کاری خود دارد.

اخراج احمدی نژاد از جلسه !

«اندیشه پویا» در تازه‌ترین شماره خود مصاحبه مفصلی با هاشم آقاجری یکی از تئوریسین‌های جنجالی سیاست ایران انجام داده است که بخشی از آن به انقلاب فرهنگی و تاثیر حضور محمود احمدی‌نژاد و چهره‌های دیگر در آن دوره اختصاص دارد.

بخش‌هایی از این گفت‌وگو به نقل از مثلث‌آنلاین در پی می‌آید:

آقای آقاجری! شما پس از عضویت در سازمان در ماجرای انقلاب فرهنگی حضور داشتید. این ایده که با حذف نیروهای چپ و غیر اسلامی از فضای دانشگاه و بستن دانشگاه همراه شد چه نسبتی می‌توانست با ادعای آزادیخواهی داشته باشد؟ دچار تضاد نمی‌شدید که قبلا با همین بچه‌های چپ ذیل یک هدف مبارزه می‌کردید و حالا که قدرت را در دست دارید آنها را حذف می‌کنید؟

تحلیل ما این بود که انقلاب شده و دولتی تازه مستقر شده و این دولت باید تثبیت شود. تثبیت دولت انقلاب و عدم بازگشت سلطنت و امپریالیسم هم اصل اول بود و حل مسائل دیگر در گرو آن قرار داشت. مسئله اشغال سفارت برای همه نیروهای انقلابی یک حرکت مترقی مثبت بود زیرا فکر می‌کردیم در مسیر تکاملی انقلاب ضد سلطنتی باید وارد یک فاز بالاتر شویم و همه پایگاه‌های امپریالیسم در ایران از بین برود. انقلاب فرهنگی هم از دید من در این رابطه قابل تحلیل است. روایت‌هایی که از انقلاب فرهنگی شده روایت‌هایی کاملا گزینشی است. مثلا نیروهایی که در انقلاب فرهنگی بودند، هیچ کدام وحدت فکری و وحدت استراتژیک و تاکتیکی نداشتند.

می شود دقیق تر توضیح دهید؟ کسانی که سفارت را تسخیر کردند می‌گویند بچه‌های دانشگاه های علم و صنعت و تربیت معلم، افرادی چون آقای محمود احمدی‌نژاد، معتقد بودند که مسئله اصلی، شوروی و مارکسیسم است و تسخیر سفارت آمریکا در اولویت نیست. این بچه‌ها پس از تسخیر سفارت آمریکا، متحد شدند و پروژه انقلاب فرهنگی را پیش بردند.

در انقلاب فرهنگی نیروهای دانشجویی یک بخش نبودند. راست‌ها علم و صنعتی و تربیت معلمی بودند و برداشت آنها از انقلاب فرهنگی بیرون ریختن استادان و دانشجویان مارکسیست بود. احمدی‌نژاد عضو شورای مرکزی تحکیم و شورای مرکزی انقلاب فرهنگی نبود. بچه‌های دانشگاه ملی و پلی‌تکنیک با دیدگاه‌های راستگرایانه و ضد شوروی او مخالف بودند. همین روحیه که امروز از آقای احمدی‌نژاد سراغ داریم آن روز هم داشت. روحیه بی‌نظم و مداخله‌گر و بلندپروازی داشت و گمان می‌کرد خیلی راحت هر کاری را که بخواهد می‌تواند انجام دهد. از آنجا که عضو شورای مرکزی نبود، گاهی بر خلاف قواعد و ضوابط وارد جلسات می‌شد.

یک بار من با عصبانیت او را از جلسه بیرون کردم و گفتم حق ندارد سرش را پایین بیندازد و وارد جلسه شود. با دیدگاه‌های ضد شوروی‌اش هم موافق نبودیم ولی دیدگاه احمدی‌نژاد در علم و صنعت و تربیت معلم طرفدارانی داشت و همین‌ها هم بودند که جرقه درگیری را زدند اما جناح چپ انقلاب فرهنگی، بچه‌های دانشگاه ملی و پلی‌تکنیک و تا حدودی هم شریف بودند. برداشت این بچه‌ها ساختاری بود و انقلاب فرهنگی را در ادامه مبارزه ضد امپریالستی تعریف می‌کردند. معتقد بودند بخش سیاسی یک نظام سرنگون شده اما همان نظام در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و آموزشی ادامه حیات می‌دهد و اگر قرار باشد انقلاب را تکامل ببخشیم، باید تمام زیرساخت‌هایی را که نظام امپریالیستی را بازتولید می‌کند، سرنگون کنیم؛ لذا ما به تنها چیزی که فکر نمی‌کردیم تصفیه استاد و دانشجوی مارکسیست بود.

این ما چه کسانی هستند؟

بچه های دانشگاه ملی و پلی‌تکنیک ...

اما بچه های فعال دانشگاه ملی و پلی‌تکنیک آن زمان در سفارت آمریکا بودند.

اصلا دوگانگی بین سفارت و انقلاب فرهنگی وجود نداشت. پشت سفارت آمریکا، خانه‌ای بود که در اختیار بچه‌ها بود و ما بخشی از جلساتمان درباره انقلاب فرهنگی را آنجا برگزار می‌کردیم. یک روز داشتیم بحث می‌کردیم که این نظام آموزشی بقایای مناسبات و ساختارهای پیشاانقلابی است که باید یک جا متوقف و متحول شود که درگیری‌ها از تربیت معلم شروع شد. بچه‌های تربیت معلم هم مثل بخشی از حاکمیت مسئله‌شان اتاق گروه‌ها بود ...

منظورتان از بخشی از حاکمیت چیست؟

مجاهدین انقلاب به صورت سازمان نظر واحدی نداشتند. در سازمان نسبت به انقلاب فرهنگی اختلاف نظر وجود داشت. بخشی از نیروهای راست حاکمیت که هم در سازمان بودند و هم در حزب جمهوری و نیز در شورای انقلاب هم بودند، می‌خواستند با انقلاب فرهنگی دست به تصفیه سیاسی و جناحی بزنند و لذا اتفاقی که افتاد واقعا بدون برنامه بود و نمی‌توان گفت که تمام بچه‌هایی که مشغول بحث و بررسی در شورای مرکزی تحکیم بودند، با آن کار موافق بودند.

برخلاف چیزی که شما گفتید آقای احمدی‌نژاد عضو اولین شورای مرکزی دفتر تحکیم بود؟

ایشان در شورای انقلاب فرهنگی عضویت نداشت.

عطایی و حسین پور با شکایت اطرافیان استاندار دولت مهرورز احمدی نژاد ! محکوم شدند

عباس حسین پور ، روزنامه نگار آذربایجان غربی از سوی شعبه 110 دادگاه جزایی شهرستان ارومیه به شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.

 این روزنامه نگار به همراه حامد عطایی از روزنامه نگاران آذربایجان غربی  به شش میلیون ریال جزای نقدی از سوی شعبه 110 دادگاه جزایی شهرستان ارومیه محکوم شدند

در پی درج مطلبی در یکی از نشریات ارومیه که فعالین فرهنگی آذربایجان مورد هجمه قرار گرفته بودند، عباس حسین پور در مقام پاسخ و دفاع از آنها برآمده بود که پس از انتشار با شکایت نشریه مذبور پرونده ای در دادگاه علیه وی به عنوان نویسنده و حامد عطایی به عنوان منتشر کننده تشکیل شد.

شاکی که برادر استاندار و همسر مدیر مسئول نشریه مذکور بود اقدام به شکایت از این دو روزنامه نگار استان نمود که در نهایت دادگاه حکم جزای نقدی شش میلیون ریالی برای این دو نفر صادر کرد.

عباس حسین پور از روزنامه نگاران با سابقه آذربایجان غربی است که در راستای اعتلای فرهنگ آذربایجان فعالیت های رسانه ای دارد و علاوه بر آن مطالب طنز اجتماعی، سیاسی فراوانی از وی در نشریات شمالغرب کشور منتشر شده است.

وی علاوه بر حضور در رسانه های مکتوب ، مدیریت یک رسانه در فضای مجازی را نیز بر عهده دارد.

حقایقی تلخ از زبان سردار احمدی مقدم

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در گفت‌وگوی تفصیلی به سئوالات گوناگون در حوزه امنیت داخلی کشور اعم از، ماجرای کهریزک و عاشورای سال 88، سرانجام بحث برخورد با بدحجابان، ماجرای فوت ستار بهشتی و ... پاسخ داد.

در ادامه گزیده‌ای از اظهارات احمدی مقدم را به نقل از ایسنا می‌خوانیم: 
  • در هنگام تصدی بنده به عنوان فرمانده نیروی انتظامی روی چند حوزه متمرکز شدم که یکی از این موارد «مرز» بود، چرا که امنیت مرزها، ارتباط تنگاتنگی با تروریسم، قاچاق سلاح و ناامنی، ورود اتباع بیگانه و حتی قاچاق انسان، قاچاق کالا و مهم‌تر از همه قاچاق موادمخدر دارد.
  • در آن زمان یادم هست که بر اساس آمار سازمان ملل، 62 درصد از موادمخدر تولید شده افغانستان از طریق ایران به بازارهای اروپایی منتقل می‌شد و گذرگاه اصلی موادمخدر، مرزهای ایران بود و با اینکه آمار درستی از وجود معتادان در کشور وجود نداشت و هر فردی یک رقمی را اعلام می‌کرد، اما آمار معتادان داخل کشور نیز رو به افزایش بود و بر همین اساس یکی از حوزه‌های مهم کاری خود را روی «انسداد مرز» متمرکز کردم. چرا که در آن زمان و حتی در زمان کنونی نیز شرایط پیرامونی ما اعم از وضعیت افغانستان و ... دارای شرایط بحرانی بود و سبب ایجاد مرزهای بی‌ثبات در پیرامون کشور شده بود و گروهک‌هایی همچون کموله، پژاک و پ.ک.ک در غرب کشور فعالیت داشتند و حتی در مرزهای شرقی نیز گروه‌هایی همچون «عبدالمالک ریگی» اقدام به ناامن‌کردن مرزها می‌کردند و حتی شاهد تولد گروهک‌های جدید در محدوده مرزهای ایران بودیم که شروع فعالیت این گروهک‌ها ناشی از شرایط نامناسب آن سوی مرزهای ایران بود و درون‌زا نبود. 
پشت پرده طرح امنیت‌اخلاقی
  • موضوع امنیت اخلاقی پیش از ما نیز این موضوع مورد توجه قرار گرفته بود، اما روی آن متمرکز نشده بودند. در ابتدای سال 84 و در دوره دولت خاتمی، طرح «عفاف و حجاب» در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و برای اجرای همان مصوبه که در دولت هشتم تصویب شد، ابلاغش به دوره اول دولت احمدی‌نژاد منتقل شد که ظاهرا آقای احمدی‌نژاد طرح را نخوانده؛ ابلاغ کرد، چرا که اصلا قبولش نداشت و تا آخر هم می‌گفت این مصوبه را قبول ندارد. اما مشکل ما چه بود؟ ما با مصوبه‌ای که امضای خاتمی پایش بود و توسط احمدی‌نژاد ابلاغ شده بود، کار داشتیم و این قضیه روشن بود.
  • در آن موقع همزمان با ابلاغ و اجرا، ما با کانال‌های ماهواره‌ای مواجه شدیم که به طور متنوع و با اهداف زیاد در حوزه سازماندهی فساد اخلاقی، انحرافات فکری و اعتقادی فعالیت چشمگیری داشته‌ایم و از آنجایی که سود و اهداف تجاری نیز پشت این کانال‌های ماهواره‌ای بود، کنترل را برای جهان سخت کرده و قوی‌ترین کشورها نیز مشکلات زیادی در این حوزه‌ها داشتند و مردم آن روی سکه‌ها را نمی‌دیدند و در بستر رسانه‌های جدید و توسعه وسایل ارتباط‌جمعی ما شاهد گسترش این شبکه‌های ماهواره‌ای بودیم، به گونه‌ای که شما ملاحظه کنید که چند شبکه موزیک در حال حاضر فعالیت می‌کنند، البته موزیک در ذات خود مشکل ندارد، اما منظورم موزیک‌هایی است که در راستای اهداف گروه‌های انحرافی، همچون خون‌آشام و ... فعالیت کرده و اثرات بدی در رفتار جوانان می‌گذارند و حالا شما بیایید در کنار این شبکه‌های ماهواره‌ای، فیلم و ... نیز بگذارید و گاهی این شبکه‌ها به صورت سازمان یافته یارکشی می‌کنند و ضمن اغفال دختران و پسران، گروه درست می‌کنند که این مسئله خانواده‌ها را نیز دچار نگرانی کرده و بر همین اساس در این حوزه‌ها اهتمام ویژه‌ای به خرج دادیم.

افشاگری احمدی مقدم درباره حادثه کهریزک
  • کهریزک اساسا بازداشتگاه نبود، بلکه سوله‌ای بود که هنگامی که محله خاک سفید معروف به «جزیره» پاکسازی شد، اولین بار از کهریزک در آنجا استفاده شد. چرا که هر خانه‌ای را که در خاک سفید جمع می‌کردند، اسباب و اثاثیه‌شان را جمع‌آوری و اسم خانواده‌شان را رویشان می‌زدند و در کهریزک این اسباب را نگهداری می‌کردند تا این خانواده‌ها تعیین تکلیف شوند.
  • در این منطقه چند انبار متعلق به یگان‌های ویژه بود که برخی زاقه‌ای برای مهمات بود که متروکه هم شده بود و حتی برق هم نداشت، اما زمانی که خانواده‌های محله خاک‌سفید را اینجا آوردند تا ساماندهی و غربالگری‌شان کنند، با برق‌کشی ساده و آوردن آب با تانکر، این محل تا حدودی سر و سامان گرفت و حتی در دوران سرداران طلایی و قالیباف که بعضا اراذل و اوباش جمع‌آوری می‌شدند، اراذل را به اینجا منتقل می‌کردند و قرار بود ناجا بازداشتگاه ویژه این کار – اراذل و اوباش – ایجاد کند. تا اینکه کلا این محل تعطیل شد تا زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی که زندان‌ها عنوان کردند جا و امکانات کافی برای نگهداری اراذل و اوباش ندارند و در دوران سردار رادان نیز مدتی از این فضا استفاده شده و مقداری تجهیز و مرتب شده بود.
  • قرار نبود بازداشتگاه کهریزک جای خیلی راحتی برای اراذل و اوباش باشد، چرا که آدم‌های شرور و خطرناک آنجا می‌فرستادیم؛ اما فضا و ظرفیت کافی نداشت و یکسال قبل از حادثه کهریزک در صدد آن برآمدیم تا بازداشتگاه مدرن و مجهزی با ظرفیت 1000 تن ایجاد کنیم که در اردیبهشت‌ماه سال 88 پیش از اینکه حادثه کهریزک اتفاق بیفتد، سردار رادان و جمعی از مهندسان برای بازدید از روند ساخت این بازداشتگاه جدید، با بالگرد به این منطقه سفر کردند تا از نزدیک در جریان پیشرفت کار قرار بگیرند و این سفر زمینه‌ای شد تا شایعاتی مطرح شود که سردار رادان با بالگرد به کهریزک رفته و دستور داده که «همه را بزنید و بکشید» و از آنجایی که سردار رادان قبل‌تر نیز این بازداشتگاه را درست کرده بود و چون نماد اقتدرگرایی ناجا محسوب می‌شود، به راحتی نقش ایشان در افکار عمومی ثبت شد تا حتی این سخنان به درجه‌ای زیاد شد که مقام معظم رهبری عنوان کردند که من این‌طور شنیده‌ام و اگر سردار رادان هم‌ قصور و تقصیری در این ماجرا دارد، مبری از رسیدگی قضایی نیست و باید اگر اتهامی دارد، پاسخگو باشد. من به ایشان توضیح دادم که چگونه بوده، اما ایشان فرمودند که من قاضی نیستم، پرونده‌ای مطرح شده و باید رسیدگی شود.
  • در مورد سردار رجب‌زاده نیز که آن زمان فرمانده تهران بزرگ بود و مسئولیت داشت و بازداشتگاه‌ها در حوزه فرماندهی تهران‌بزرگ بود نیز احضار شد و پرونده اتهامی برای هر دو تشکیل شد و در مرحله دادسرا نیز تمامی شواهد ارائه شد و سردار رادان هم آنجا رفت و مورد تحقیق قرار گرفت و ادله مورد بررسی قرار گرفت و بررسی‌ها نشان داد که سخنان مطرح شده در مورد سفر اردیبهشت ماه ایشان درست بوده و وی خبری در این زمینه نداشت و من نیز به عنوان شهودش آنجا رفتم.
  • سردار رادان عصر پنجشنبه 18 تیرماه با من تماس گرفت که بچه‌ها نتوانستند شما را که در ورزشگاه در حال ورزش کردن بودید، پیدا کنند، اما می‌گویند که تعدادی را به کهریزک برده‌اند و اتفاقاتی افتاده و اصلا رادان در جریان رفتن به کهریزک نبود و در همان مرحله دادسرا نیز منع تعقیب صادر شد که نشان می‌دهد نقش ایشان در این پرونده قابل طرح نبوده است. اما در مورد سردار رجب‌زاده که به مرحله محاکمه نیز رفت، اما تبرئه شد، حداکثر قصور مطرح بود، چرا که این اتفاق در حوزه مسئولیت وی رخ داده‌ و طبق نظر کمیته انضباطی، فرمانده، مسئول کل یگان خود است و هر اتفاقی که بیفتد باید پاسخگو باشد و می‌خواست در جریان باشد و از این حیث پرونده سردار رجب‌زاده مورد بررسی قرار گرفت و اشکال به وی برمی‌گشت، اما وی هیچ دستوری بابت سوء رفتار نداده بود.
  • من تاکنون در هیچ محفلی عنوان نکرده‌ام که صبح روز جمعه جلسه‌ای پیرامون اتفاقات آن زمان برگزار شد و آقای مرتضوی اصرار داشت که افراد دستگیر شده به کهریزک منتقل شوند. من مخالفتم را به صراحت اعلام کردم و گفتم آنجا نه تنها جا نداریم، بلکه آن مکان جای خطرناکی است. اما مرتضوی اصرار داشت که این افراد دستگیر شده چاقو، قمه و زنجیر داشته‌اند و از همین حیث اراذل و اوباش محسوب می‌شوند که من در آن جلسه عنوان کردم که ضبط کنید و بنویسید که من مخالف هستم و مخالفت ناجا نیز ثبت شد. اما من در آن جلسه به یک نفر عنوان کردم که به بچه‌های کهریزک بسپارید اولا حواسشان باشد که این افراد در بند جداگانه و میان اراذل و اوباش فرستاده نشوند و در ثانی بدرفتاری با آنها نکنید، اما همین دهان به دهان گشتن و این به آن بگو، باعث شد که این تاکیدات من به مرحله اجرا نرسد و آمده بودند در هر بند که ظرفیت 50 تن را داشت، 170 تن را جا دادند و قبول کنید در گرمای تابستان کهریزک آن هم در یک مکانی که استاندارد نیست، اگر کاری هم صورت نگیرد، این تراکم آدم در این محل کم امکانات دارای مسئله است.
  • با مسئول کهریزک برخورد هم شد، چرا که اگر اطلاع می‌داد و حتی عقل داشت کمی پایین‌تر مقر یگان ویژه بود و می‌توانست افراد دستگیر شده را در مسجد این یگان جای دهد یا حتی می‌توانست این افراد را در بازداشتگاه جدید که هر چند آب و برق نداشت، جای دهد تا این مشکلات به وجود نیاید. ماموران بند که سوء رفتار از آنها ناشی می‌شد، محکوم هم شدند و به مسئولان بازداشتگان متذکر شدیم، چطور چهار روز اینجا بودند اما یک روز نرفتید سرکشی کنید؟ و حتی منتقد بودم که اگر آن زمان به من می‌گفتید با مسئولیت خودم همه را رها می‌کردم. چرا که اینها جانی و قاتل نبودند.
  • اصل مسئله کهریزک این بود و اتفاق خیلی بدی نیز رخ داد و باید کاری کنیم که از این حوادث پیشگیری شود. اما اینکه بگوییم این اتفاقات صفر می‌شود، هیچ کس نمی‌تواند چنین تضمینی بدهد. اما بالاخره باید کاری کرد که احتمال وقوع چنین حوادثی به حداقل برسد. اما در مورد سردار رادان باید تاکید کنم که کلا از مسئله اطلاعی نداشت اما در مورد سردار رجب‌زاده از آنجایی که حوزه مسئولیتش بود، پرونده اتهامی تشکیل شد و در دادگاه نیز حضور یافت، اما تبرئه شد و مجازاتی برای وی تعیین نشد و مجازات‌ها بیشتر برای مباشران و افراد مسئول بازداشتگاه و افرادی که دارای سوءرفتار بودند برمی‌گشت. البته با خانواده‌ها نیز صحبت شد و آنها هم متوجه شدند خط مشی ناجا این نیست و یک حادثه بود که اساسش نیز به یک تصمیم غلط بازمی‌گشت.
ماجرای حوادث عاشورای 88
  • در مورد حوادث عاشورا دو مسئله وجود داشت که با یکدیگر خلط شد که حتی در آن زمان یک خبرنگار در این مورد سوال کرد و عنوان داشت که ماشین نیروی انتظامی از روی یک نفر عبور کرده که من گفتم باید اثبات کنید و بعدا نیز بنده خدا اسناد و مدارک را آورد و متوجه شدم که فیلمش در شبکه‌های مجازی پخش شده و این مسئله کاملا مشخص بود که آن را درست نکرده‌اند، ‌منتهی هر چه گشتیم نتوانستیم خانواده وی را پیدا کنیم و در این حادثه نیز این بنده‌ خدا صورت سالم نداشت و در بیمارستان هم نمی‌دانستند از کجا آمده و چه بلایی به سرش آمده و به عنوان جسد مجهول‌الهویه با وی برخورد کردند و ما نیز ماه‌ها دنبال خانواده وی بودیم تا بتوانیم ردی از هویت این فرد پیدا کنیم، اما موفق نشدیم تا اینکه چند ماه پیش ماموران پلیس امنیت عنوان داشتند که یک نفر مراجعه کرده و مدعی است که از اعضای خانواده این فرد است که تحقیقات صورت گرفت و متوجه شدیم که این خانواده همان فردی است که جان خود را از دست داده است و ما نیز نسبت به دلجویی و حل مشکلات اقتصادی و ارائه دیه اقدام کردیم.
  • اما مسئله دیگر در عاشورا نشان می‌داد که یک پاترول به سمت مردم آمده و چند نفری را زیر گرفته و فرار می‌کند. البته در این حادثه کشته‌ای نداشتیم و آقای علی موسوی بر اثر گلوله‌ای که به کتفش خورد، جان باخت و در اثر دیررسیدن به بیمارستان، جان خود را از دست داد چرا که گلوله به ناحیه حساس نخورده بود و به علت خونریزی جان خود را از دست داد و در آن حادثه – زیر گرفتن خودروی پاترول – هیچ‌کس کشته نشده و چند روز بعد نیز خودرو را به صورت بلاصاحب در خیابان پیدا کردیم. اما از روی مشخصات خودرو، صاحب ماشین را پیدا کرده و متوجه شدیم که این مالک خود در تظاهرات شرکت کرده و در حالی که چراغ می‌زده و برف پاکن را روشن کرده بود، آدم‌های تندرو این فرد را کتک‌ زده و از ماشین پیاده می‌کنند و پس از آن برای فرار به داخل جمعیت رفته و چند نفری را زیر می‌گیرند و پس از آن خودرو را به صورت بلاصاحب رها می‌کنند. با اینکه پلیس آن افراد را پیدا نکرد، اما قطعا آن افراد که حدود یک تا دو تن بودند، ماموران ناجا نبوده و به صورت خودسر درگیر شدند و ما تا الان این افراد را پیدا نکردیم. اما در مورد حادثه میدان ولیعصر (عج) باید بگویم که آن خودرو متعلق به یگان امداد تهران‌بزرگ بود.

شرح مرگ وبلاگ‌نویس دربازداشتگاه پلیس فتا
  • روزانه 5000 تن در بازداشتگاه‌های ناجا در رفت‌وآمدند و اگر تمام هم و غم ما، مراقبت از این افراد باشد، ببینید که چه حجم نیرویی باید از ناجا صرف مراقبت شود و در این میان تعداد ماموران ما که در کف خیابان با مردم سر و کار دارند.
  • اینکه بگویند در ناجا احتمال وقوع هیچ تخلفی وجود ندارد، درست نیست و نه تنها من، بلکه هیچ فردی نیز نمی‌تواند چنین ادعایی کند. چرا که نیروی انتظامی صحنه وسیعی با ماموریت‌های زیاد است که میزان خطا هیچ‌گاه به صفر نمی‌رسد. در مورد حادثه پلیس فتا نیز باید بگویم سئوالات بسیاری مطرح است، به گونه‌ای که چه دلیلی وجود داشت که در چهارشنبه‌ که سه روز تعطیل در پیش‌رو است – به دلیل تعطیلی روز عیدغدیر– متهم در حالی که قرار هم نیست تحقیق خاصی صورت بگیرد، از زندان تحویل گرفته شد یا سوال دیگری که مطرح است، اینکه چرا در این سه روز تعطیل، متهم را تحویل بازداشتگاه ندادید و وی را در یک اتاق اداری نگه‌داری کنید که دوربین و مراقب نیز ندارد. بنابراین نحوه برخورد ما در این مورد و همچنین تعویض رییس پلیس فتای تهران به این دلایل بود. فردی که اقدام به نگهداری این فرد (ستار بهشتی) می‌کرد، مسئول متدینی بود که حتی در تحقیقات مشخص شد که غذا را برای این فرد آورده و به بیرون رفته و به قرآن خواندن مشغول بوده، اما انسانی نبوده است که سوءرفتار داشته باشد و بنابراین حادثه خوبی نبود، اما قسمت بد این داستان، برخورد غیرمحترمی بود که با این فرد داشتند؛‌ به گونه‌ای که صحنه دستگیری این فرد خشن و تند بود و در حضور مادرش این پسر را که با مادرش تنها زندگی می‌کرد و منزوی بود و جرم چندان با اهمیتی نیز انجام نداده بود، دستبند زده و روی زمین کشانده بودند که علائم کبودی‌ای نیز که بعدا مشخص شد به دلیل دستبند و رفتار خشن بود و جای سوال است که اصلا چه لزومی داشت که برخورد خشن با این فرد شود؟ البته عنوان شد که ممکن بود این فرد فرار کند، اما از نظر من اهمیتی نداشت که این فرد فرار کند چرا که نه قاتل بالفطره بود و نه جانی خطرناک و حالا در وبلاگش توهین، فحاشی و فراخوانی زده بود که شش تن هم آن مطلب را نخوانده بودند. نکته‌ای که باید در این پرونده رعایت شود، نگه داشتن «حد» است.
اگر ناجا بخواهد در خط اعتدال حرکت کند مورد انتقال قرار می‌گیرد
  • در رابطه با آن زنی که چندی پیش توسط ماموران نیروی انتظامی در برج میلاد مورد تذکر قرار گرفت، باید بگویم اعتراضش به جا بوده و من نیز از تهران‌بزرگ درخواست ارسال سوابق را کرده و خود من نیز انتقاد کرده‌ام که اتفاقا این فرد از آن دسته مصادیق نبود که باید با آن برخورد شود و قابل اغماض بود و جزو مصادیق وقیح نبود و ماموران ما سخت‌گیری کردند و از آنها خواستم که نسبت به دلجویی از این زن اقدام شود. البته باید بپذیرید که تعیین مصادیق در صحنه عمل بسیار سخت است و ما نیز نمی‌توانیم انیمیشنی درست کنیم که مثلا شلوار و جوراب باید این‌گونه باشد. اما تدبیر لازم است و شما توجه داشته باشید که این سخنان من عوارضی نیز دارد که برخی ممکن است به من حمله کنند که ناجا عقب‌نشینی کرده است و باید بپذیرید که عفاف و حجاب پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و در جامعه ما نیز تعارض وجود دارد به گونه‌ای که گروهی با اعمال فشار موافق و برخی مخالف هستند و اگر ناجا بخواهد در خط اعتدال حرکت کند، قطعا مورد انتقاد همگان قرار می‌گیرد.

آیا سلیمی نیا استاندار آذربایجان غربی می شود؟/ فریدون سلیمی نیا ؛ فردی مردم دار و اجرایی است.

جوان پرس / سیامک نجفیان : به عادت سال های گذشته، امسال نیز در شهر زادگاهم به قصد عزاداری و همچنین تهیه ی گزارش وعکاسی از شور عاشورایی ، وارد دسته ی عزاداری اباعبداله حسین(ع) شدم. درمیان عزاداران ، چشمم به آقای مهندس فریدون سلیمی نیا ، نماینده ی سابق میاندوآب ، شاهین دژ و تکاب در مجلس افتاد.. کسی که تبلیغات انتخاباتی او در دوران مدرسه ام و علاقه ی وافر مردم به وی در آن دوران ، بخشی از خاطرات زندگی ام شده است. و اکنون نیز به عنوان یکی از گزینه های استانداری آذربایجان غربی، مطرح است.

اوهرساله در ایام محرم ، به زادگاهش(محمود آباد شاهین دژ) باز می گردد و علم عزای سیدالشهدا را برپا می کند.

 به کنار او می روم و از او اجازه می خواهم پس از پایان عزاداری ، صحبت کوتاهی با ایشان داشته باشم.

بی پرده و بی مقدمه ی می پرسم؛ آیا این که شما هم از گزینه های استانداری هستید؛ حقیقت دارد؟

saleme

 با لبخندی همیشگی پاسخ می دهد، بله ؛ اکثر نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، موضوع را مطرح کردند. بنده در بند این موضوع نبودم و نمی خواستم که مطرح نمایم ، ولی اعلام کردم اگر تکلیف شود ، حاضرم با تمام توان ، برای مردم خوب و فداکاری که سال ها شاهد رنج آن ها بوده ام ، خدمت نموده و خود را سپر نمایم تا با فراهم کردن زمینه ی آسایش مردمی که حق به گردنم دارند ، ادای دین نمایم.

 لذا اگر قسمت شد ، در جهت رضای خالق و آسایش مردم عزیز ، ذره ایی دریغ ننموده و با عمل عادلانه در دفاع از حقوق همه ی اقوام ، تردید نخواهم داشت . و اگر مصلحت نبود ، شاکر حق بوده و دعا می کنم که استانداری دلسوز و حق مدار، انتخاب گردد که با عمل قانونمند و عادلانه ،موجب آسایش و امیدواری مردم گردد تا انشاا… روند توسعه ی استان ، پا گرفته و رشد حاصل گردد.

 وی همچنین از هم صنفان اصلاح طلب خود گلایه نمود که دچار فرصت سوزی شده و با سلایق خود به خود ، زمینه ی ناهماهنگی را پیش آوردند و عدم انسجام آن ها ، مانع حرکت پویا و جدیشان شده است. به طوری که عملاً قدرت تصمیم گیری قاطع را از دست داده اند و دچار تزلزل شده اند که این روند به نفع نبوده و دوداش به چشم همه خواهد رفت.

  امیدوارم که بیش از این ، فرصت را از دست ندهند و با عمل هماهنگ ، روحیه ی اصلاح گری و اصلاح اندیشی را نشان دهند.

 از ایشان در مورد دریاچه ی ارومیه سوال می کنم ، اشک در چشم هایش جاری می شود. وی می گوید؛ دریاچه ی ارومیه یک موضوع ملی است و تمام هم و جزم خود را برای احیای آن ، به کار می بندم و به عنوان پاداش مجاهدت های مردم دیارم ، به آنان هدیه می کنم.

 فریدون سلیمی نیا ؛ فردی مردم دار و اجرایی است. امید می رود انتخاب ایشان به عنوان استاندارآذربایجان غربی ، پایانی باشد بر بی تدبیری ها و باز شدن افقی روشن برای توسعه ی هم جانبه.

مهندس عسگری از گزینه های احتمالی استانداری آذربایجان غربی است

جوان پرس / عبدالسلام معروفی : دیروز یکی از پایگاه های مجازی استان  با  ارسال کامنتی با این مضموم که ( با درود و خسته نباشید بر شما بزرگواران از مجموع تحلیل های شما این نکته محفوظ میشود که به عنوان یک رسانه بی طرف عمل ننمودید خوب می دانید در مجموعه عزیزانی که طی روزهای اخیر مطرح و بحق شایسته احراز این خدمتگزاری به مردم و نظام بوده و هستند مهندس عسگری از جایگاه ویژه و بی بدیلی برخودار است اما چرا شما عزیزان از بیان آن طفره رفته و یا خدایی نکرده آب به آسیاب کسانی می ریزد که سعی در ایجاد اختلاف بین فعالین سیاسی اعتدالگرای استان را در اذهانشان می پرورانند امیدوارم که عدم درج نام ایشان از روی قصد و غرض خاصی نبوده باشد  با تشکر. ) برای مدیریت سایت ارسال کرد که توضیحاتی در خصوص این کامنت و البته ویژگی های کاری و شخصیتی مهندس عسگری ضروری به نظر می رسید.

 

 ۱- اولا باید به استحضار این دوست وهمکار بزرگوارم و همه مخاطبین برسانیم جوان پرس در طول این مدت سعی کرده بدون طرفداری از شخص خاصی نسبت به معرفی گزینه ها و شناخت افکار عمومی گام بر دارد و آرشیو سایت هم سند بارزی براین ادعاست که سعی شده به عنوان یک رسانه بی طرف با رعایت چارجوب و وظایف قانونی عمل نماید ، البته شاید گاها راه را به خطا رفته باشیم و این مقتضیات کار است ، چون املای نانوشته غلط ندارد و ما هم چون املاهای زیادی نوشتیم حتما اشتباهاتمان بسی فراوان تر از سایر دوستان است.

 ۲-  البته ناگفته نماند در همه اطلاعیه ها و اخبار ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در استان و سایر حامیان از مهندس عسگری به عنوان گزینه مورد حمایت نام بردیم ، ولی طی چندین تماسی که با ایشان داشتیم حتی یک بار هم نشنیدیم که مهندس از خود بگویند ! به رغم آنکه در هدایت و راهبری این کاروان و قافله دولت تدبیر و امید نقش اساسی داشتند و خود سرقافله این مسیر بودند ! چندین بار هم اعلام کردند رغبت و تمایل چندانی برای  پست استانداری ندارند و معتقد بودند چهره های شاخص و قوی تر از خود ایشان سکان هدایت استان آذربایجان غربی را بر عهده بگیرند و البته دولت را برای این انتخاب راحت گذاشته و در حاشیه برای توسعه استان و کشور گام بر دارند و کمک کنند تا به سلامت به سرمنزل مقصود برسد.

  رهبری عزیز ، مردم ، آیت الله هاشمی ، حجت الاسلام خاتمی ، دکتر عارف ، طیف راست سنتی و اصلاح طلبان و… همه کسانی که برای به ثمر نشاندن حماسه ۲۴ خرداد  تلاش کردند و در استان آذربایجان غربی هم ، ایشان وهمه همقطاران این مجموعه از جمله حجت الاسلام حسین زاده ، حجت لاسلام  فخرآذر و…. تلاش جدی در ستاد انتخاباتی دکتر روحانی داشتند و باعث جذب افراد زیادی به این ستاد ها گردیدند. پشتکار و جدیت مهندس هم همراه با این دوستان و دیگر تلاشگران در کار موجب پوشاندن تمام کاستی های ستاد مرکزی گردیده بود.

 یکی از سایت های مجازی استان هم در خصوص مهندس نوشته و دوستی می گفت و تعریف می کرد ؛ هیچ وقت باعث رنجیده شدن کسی نمی شدند و آدمی درون نگر که با تدبیر خود باعث رنجیده شدن کسی نمی شدند. تنش ها و اختلافهایی که در ستاد به وجود می آمد با تدبیر مشکل را حل می نمود . با رفتار مناسب باعث به دست آوردن دوستان زیادی در ستاد شدند فرصت ها را غنیمت  شمرده ، حتی نصف شب نیز از کار خود دست بر نمی داشتند آدمی توانمند و شایسته بودند. ایشان علاوه بر این که فردی خود رای نبودند حتی سعی می کردند در مسائل با اطرافیان مشورت کنند . ایشان به هیچ وجه در کارها کوتاهی نمی کردند تمام با برنامه ریزی انجام می شد و با اطرفیان نرمی ومدارا داشتند در شرایط سخت ، ایشان با صبر ملایمت رفتار می کرد . ایشان فردی خوشروی و شادابی بود ادم انتقاد پذیری بود ایشان پاسخگویی به نیازهای کارکنان ستاد بودند وخود را همیشه مسئول می دانستند ایشان فردی بردباری بود.

 

 ۳- مهندس علی اکبر عسگری رئیس ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در استان آذربایجان غربی و یکی از دوستان همیشه همراه و شخصیتی فوق العاده قابل احترام برای بنده و همه کسانی است که با او در ارتباط هستند و با توجه به تعامل وارتباطی که در طول این مدت و چه بسا گذشته با ایشان داشته ایم جز احترام  و محبت چیزی از وی ندیدیم ، بی شک وی هم دارای شایستگی های زیادی برای تصدی پست های مختلف سیاسی و اجرایی می باشند . پس به هیچ وجه قصد حذف وی از لیست گزینه های احتمالی استانداری آذربایجان غربی نداشته و نداریم و صرفا به دلیل عدم تمایل و حمایت ضمنی از سایر گزینه ها و شخصیت خود مهندس از ذکر نام  ایشان خودداری شده است ؛ با این اوصاف اگر دولت تدبیر و امید صلاح را بر این بداند که سکان هدایت استان به دستان توانمند ایشان و یا هر کس دیگری از این کاروان بیفتد بی شک به عنوان یک رسانه در راستای تقویت اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی و بررسی نقاط قوت و ضعف و توسعه استانمان گام بر خواهیم داشت.

 در ادامه سوابق مهندس عسگری را برای مخاطبین یادآوری می کنیم  : حضور در جبهه های حق علیه باطل به مدت ۱۹ ماه و دارای  ۴۰ درصد  جانبازی – عضویت در کمیته ها و کارگروه های صنعت و معدن، اشتغال و سرمایه گذاری استان (۱۳۷۶-۱۳۸۰) – مسئول کمیته نظارت بر عملکرد طرح بنگاههای زودبازده اقتصادی استان (۱۳۸۴-۱۳۸۵)  – مسئول دبیرخانه دفاتر پیشخوان خدمات دولت؛ استانداری (۱۳۸۵-۱۳۸۹) – مسئول امور پناهندگان دفتر امور اتباع (۱۳۸۹ تا اکنون)  – عضو انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران – عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و دبیر حزب در استان آذربایجان غربی از بدو تاسیس – رییس ستاد انتخاباتی دوره یازدهم ریاست جمهوری (دکتر حسن روحانی) – معاون فرماندار سلماس (۱۳۷۶-۱۳۸۰) – معاون فرماندار نقده (۱۳۸۰-۱۳۸۲) – فرماندار شاهین دژ (۱۳۸۲-۱۳۸۳) و……

مرگ کارگردان و هنرمند زنجانی ، مشکوک اعلام شد

سرهنگ جعفر کردلو، روز شنبه با تایید خبر مرگ این کارگردان و هنرمند زنجانی که جسدش در سد ˈحسن ابدالˈ زنجان کشف شده است ، افزود: در این رابطه یک مظنون از سوی پلیس زنجان دستگیر شده است.

وی اظهار کرد: مظنون دستگیر شده در بازجویی های صورت گرفته از سوی پلیس به قتل این کارگردان زنجانی اعتراف نکرده و موضوع تحت بررسی و پی گیری می باشد.

به گزارش ایرنا ، پیکر این هنرمند زنجانی که در مراحل اولیه غرق شدگی اعلام شده بود روز 21 آبان ماه جاری /سه شنبه/ در مزار پایین شهر زنجان به خاک سپرده شد ولی راز مرگ وی هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد و احتمال قتل منتفی نیست.

مرحوم ˈحمید بیگلیˈ فارغ التحصیل رشته سینما از دانشگاه سوره بوده و سریال ˈاسرار نهانˈ، فیلم کوتاه ˈمشقˈ و ˈشهر بیدارˈ ازجمله آثار این هنرمند و کارگران زنجانی است و شایعه قتل وی بر سر زبان ها افتاده است.

معاون وزیر علوم: دانشگاهها به غم نان دچار شده اند

«محمدحسین امید» که حدود سه ماه است معاونت اداری، مالی و مدیریت منابع وزارت علوم را عهده دار شده و هفته گذشته نیز با حکم «رضا فرجی دانا» به عنوان سرپرست معاونت فرهنگی و اجتماعی این وزارتخانه منصوب شد، تجربه سالها کار دانشگاهی در مسوولیت های مختلفی همچون معاون دانشجویی و فرهنگی و معاون اداری و مالی دانشگاه تهران، ریاست پردیس کشاورزی و منابع طبیعی این دانشگاه و ریاست پردیس بین المللی ارس دانشگاه تهران را در کارنامه اجرایی خود دارد.

امید در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا از دغدغه های خود از حال و روز کنونی و آینده دانشگاه ها گفت و از تبدیل بزرگترین مشکل آموزش عالی (کمبود اعتبار) به یک بحران حقیقی ابراز نگرانی کرد.

وی با بیان اینکه ریشه کمبود تخصیص اعتبارات آموزش عالی در دو سال اخیر به نبود تفاهم وزارت علوم و یکی از حوزه های معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری برمی گردد، افزود: متاسفانه این مشکل که مربوط به سال های گذشته است، با وجود پیگیری های مکرر اینجانب، سرپرست وقت وزارت علوم (دکتر جعفر توقیقی) و وزیرعلوم (دکتر رضا فرجی دانا) همچنان لاینحل باقی مانده است.

امید ادامه داد: به خاطر نبود تفاهم بین دومجموعه در سال گذشته، وضعیت آموزش عالی به لحاظ تخصیص بودجه بسیار بد بوده به گونه ای که با وجود اینکه اکثر دستگاه های دولتی تخصیص بالای 80 درصد داشته اند و حتی این رقم در مواردی به 90 درصد هم رسیده است، آموزش عالی در سال گذشته حدود 63 درصد تخصیص گرفته است.

وی یادآورشد: در تاریخ 35 ساله کشور پس از انقلاب اسلامی، میزان تخصیص بودجه دانشگاهها و آموزش عالی در هیچ سالی از دیگر دستگاهها کمتر نبوده و حتی در سال های بحرانی جنگ تحمیلی نیز بودجه دانشگاه ها با نگاه ویژه دیده می شد، اما متاسفانه بخصوص در سال گذشته، تخصیص بودجه دانشگاه ها و آموزش عالی بخاطر وجود نگاه غیر دانشگاهی در حوزه ذیربط در معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، از دیگر دستگاهها بسیار کمتر شد.

امید ادامه داد: براساس قانون تشکیل هیات های امناء، قانون بخشی از مقررات دولت که در برنامه پنجم نیز تفویض شده است و همچنین بند «ب» ماده بیست قانون برنامه پنجم، اعتبارات دانشگاهها کمک و 100درصد تخصیص یافته تلقی می شود.

معاون وزیر علوم یادآورشد: امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری همواره به دانشگاه ها توجه ویژه داشته اند و پیشرفت کشور را در گرو بالندگی و پیشرفت دانشگاهها دانسته اند، با این وجود سیاست های گذشته در حوزه تخصیص اعتبار در مورد دانشگاه ها، به رغم نگاه ویژه رییس جمهوری به دانشگاهها، همچنان ادامه دارد و تداوم آن لطمه جبران ناپذیری به آموزش عالی خواهد زد.

وی تاکید کرد که حتی در بدترین سال های مالی، دانشگاه ها در اولویت همه دولت ها بوده اند و تخصیص دانشگاه ها بالای 98 درصد بوده و ما در آن سالها بر روی نیم درصدها بحث می کردیم اما سال گذشته، در کمال ناباوری شاهد تخصیص 63 درصدی بودجه دانشگاه ها بوده ایم.

امید درباره تخصیص 63 درصدی بودجه دانشگاه ها در سال گذشته توضیح داد: این امر به معنای آن است که 37 درصد اعتبار مجموعه آموزش عالی کشور به آنها داده نشده و این اعتبار که مبلغ آن برای سال 90 و 91 حدود هزار میلیارد تومان است باید بابت حق التدریس، حق التحقیق، هزینه های پایان نامه های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری ، بدهی های معوق به کارکنان، بدهی به شرکت های طرف قرارداد که امور مربوط به سلف سرویس ها، تاسیسات و فضای سبز را عهده دار بودند و بدهی بابت هزینه های آب، برق، گاز و دیگر موارد مشابه پرداخت می شد.

امید توضیح داد: بسیاری از رییسان دانشگاهها طی ماه های اخیر به صورت حضوری، تلفنی یا با مکاتبه اعلام کرده اند که با توجه به بدهی های انباشته شده و وضعیت تخصیص سال جاری، اداره امور دانشگاهها غیر ممکن شده است.

معاون وزیر علوم اظهار داشت: درحالیکه هشتمین ماه سال را پشت سر می گذاریم و باید نزدیک به 67 درصد بودجه آموزش عالی تخصیص پیدا می کرد، تاکنون میزان تخصیص بودجه در این بخش زیر 45 درصد بوده که آن هم بر مبنای لایحه دولت که کمتر از قانون بودجه سال جاری مصوب مجلس شورای اسلامی است.

امید تصریح کرد که این کمبود به اضافه بدهی های انباشته شده از سال های قبل، تاکنون به کیفیت آموزش و پژوهش لطمه زیادی وارد کرده است.

**هزینه 500 میلیارد تومانی غذای دانشجویان در اعتبار 170 میلیارد تومان بودجه مصوب

معاون وزیر علوم ادامه داد: در سنوات گذشته به طور معمول صندوق رفاه دانشجویان، اعتباراتی ویژه یارانه مواد غذایی دراختیار داشت که براساس تعداد دانشجویان هر دانشگاه، بین دانشگاه ها به صورت نقدی و یا مواد اولیه توزیع می کرد،اما اتفاق بدی در سال گذشته افتاد به این شکل که یارانه مواد غذایی دانشگاهها از صندوق رفاه دانشجویان برداشته شده و در بودجه دانشگاه ها لحاظ شد.

وی یادآورشد: درنتیجه این امر، در ظاهر شاهد رشد بودجه دانشگاه ها بودیم در حالی که این یک رشد کاذب بوده و عملا به زیان دانشگاه ها تمام شد زیرا در مرحله نخست به دلیل تورم شدید دو سال اخیر، هزینه غذای دانشجویان به بیش از پنج هزار میلیارد ریال در سال جاری رسیده، ثانیا به جای سه هزار و 520 میلیارد ریالی که قرار بود در بودجه پیش بینی شود، فقط یک هزار و 700 میلیارد ریال پیش بینی شد و این مبلغ هم مشمول همان تخصیص 45 درصد شده است.

امید تاکید کرد که کاهش اعتبارات تخصیصی یارانه غذایی دانشجویان در شرایطی که تورم و افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه یک وعده غذای دانشجویی از کمتر از سه هزار تومان در سال گذشته را به بیش از پنج هزار تومان در سال جاری رسانده است، فشار زیادی به دانشگاه ها وارد می کند، چراکه دانشگاه ها کمتر از یکهزار تومان بابت یک وعده غذایی را از دانشجویان می گیرند و چهار هزار تومان را باید خودشان تامین کنند.

وی ادامه داد: در نتیجه این اتفاق، از آنجا که نمی توان یارانه غذای دانشجویی را کم کرد، عملا چاره ای جز اختصاص اعتبارت مربوط به سایر هزینه ها از جمله ارتقای کیفیت آموزشی، هزینه های پژوهشی، هزینه های فرهنگی، هزینه حامل های انرژی، به یارانه مواد غذایی دانشجویان وجود ندارد.

**قطع تلفن های وزارت علوم به دلیل بدهی مراکز و موسسات تابع وزارت علوم

معاون اداری و مالی وزیرعلوم به قطع تلفن های این وزارتخانه در سه نوبت از سوی مخابرات طی سه ماه گذشته اشاره کرد و گفت: این اقدام شرکت مخابرات به دلیل بدهی مراکز آموزش عالی یا پژوهشگاه ها بوده و ربطی به وزارت علوم نداشته اما این شرکت، تلفن وزارتخانه را قطع کرده است.

وی توضیح داد: برای نمونه، تلفن های وزارت علوم از روز چهارشنبه دوهفته گذشته از سوی مخابرات به خاطر بدهی یکی از پژوهشگاه ها به این شرکت قطع شد درحالیکه این پژوهشگاه، دارای شخصیت حقوقی مستقل و ردیف بودجه مستقل است و در نهایت هم با رایزنی و پیگیری های مکرر، تلفن های وزارت علوم از ظهر روز شنبه گذشته مجددا، وصل شد.

امید این پرسش را مطرح کرد که آیا درست است که برای چند میلیون تومان بدهی یک پژوهشگاه یا مرکز آموزش عالی، ارتباط یک وزارتخانه با خارج و داخل قطع شود؟

وی با بیان اینکه اکنون تمام دغدغه دانشگاهها این است که روزشان را به شب برسانند، ادامه داد: این مشکل برای دانشگاه ها هم وجود دارد، اکثر دانشگاه ها بخاطر کمبود اعتبار به شرکت های گاز، برق، آب و مخابرات بدهی دارند و مرتب تهدید می شوند، هر روز شاهد هستیم که برق، گاز یا تلفن دانشگاه یا موسسه ای را قطع می کنند و رییس دانشگاه یا موسسه برای جلوگیری از توقف امور آموزشی و پژوهشی زیر مجموعه خود و جلوگیری از ایجاد بحران مجبور است برای رفع این قطعی ها دست به دامن دستگاه های انتظامی و امنیتی شود تا با وساطت آنان چند صباحی کارها ادامه یابد.

امید تاکید کرد که این قضیه نباید در شرایطی که در نیمه ترم تحصیلی هستیم موجب تنش در دانشگاه ها شود.

وی به وعده های رییس جمهوری و دولت درخصوص توجه به آموزش عالی و دانشگاهیان اشاره کرد و گفت: شرایط موجود که از گذشته آغاز شده در دانشگاه ها بر خلاف خواست و نظر ریاست جمهوری و وعده های داده شده است و دانشگاهیان انتظار دارند در فضای جدید که روحیه امیدواری و نشاط در دانشگاهها ایجاد شده با اینگونه مشکلات به چالش ها کشیده نشود.

*** تداوم مشکلات،بحران جدی دانشگاهها

وی با پیش بینی اینکه با تداوم کمبود اعتبارات و تخصیص، دانشگاه ها با یک بحران جدی روبه رو می شوند، هشدار داد که تبعات منفی این امر در آینده، در زمینه های پژوهشی و فرهنگی و دیگر عرصه ها نمایانگر خواهد شد.

امید ادامه داد: در شرایط فعلی،دانشگاه ها ناچارند اعتبارات پژوهشی، ارتقای کیفیت آموزشی، فرهنگی و امور زیربنایی خود را صرف هزینه های اجتناب ناپذیر کنند و بروز این مشکلات، در فضایی که انتظارات جدید در میان دانشگاهیان شکل گرفته، نگران کننده است.

**هیچ واقفی حاضر به پرداخت هزینه های جاری دانشگاه ها نیست

معاون وزیرعلوم که سابقه طولانی در جلب حمایت خیرین دانشگاهی دارد، درباره سوال خبرنگار ایرنا در خصوص استفاده از کمک خیرین برای رفع نیازهای آموزش عالی گفت: من در این زمینه هم تجربه و هم اعتقاد دارم اما هیچ واقفی حاضر نیست برای هزینه های جاری دانشگاه هزینه کند و اصولا معنای وقف نیز این نیست.

وی ادامه داد: واقفان در ساختمان سازی، احداث خوابگاه یا تکمیل ساختمان های نیمه کاره و آزمایشگاهها مشارکت بسیار خوبی دارند اما انتظار نداریم هزینه های جاری و یارانه غذای دانشجویان را هم بدهند.

امید از تصمیم خود برای ساماندهی بنیاد خیرین حامی دانشگاه های کشور خبر داد و گفت: نقش وزارت علوم، کمک به شکل گیری این بنیاد خیریه غیردولتی است و امور مربوطه توسط خود خیرین با همکاری دانشگاه ها اجرا خواهد شد.

**دو هزار و 500 میلیارد تومان کسری اعتبارات عمرانی دانشگاه ها

معاون وزیرعلوم، میزان اعتبار مورد نیاز برای پایان پروژه های عمرانی مصوب آموزش عالی را نزدیک به دو هزار و 500 میلیارد تومان عنوان کرد و گفت: با توجه به شرایط بحرانی مالی و تحریم های کشور، ما طرح های عمرانی را از اولویت های خود کنار گذاشته ایم اما از کنار بودجه جاری که حقوق مردم است نمی توانیم بگذریم.

وی یادآور شد: میزان تخصیص اعتبارات عمرانی آموزش عالی در سال گذشته، حدود 15 درصد و امسال هم در خوشبینانه ترین حالت، حدود 30 درصد خواهد بود.

امید افزود: چه بسا پروژه هایی در سال های گذشته آغاز شده که ضرورت هم نداشته است و عقب افتادن آنها در این شرایط ، مهم نیست اما پروژه های مصوب باید اجرا شوند و هرسال تاخیر آنها با توجه به میزان تورم کشور، هزینه های ما را افزایش می دهد.

معاون اداری و مالی وزیر علوم میزان اعتبار مصوب برای تکمیل پروژه های عمرانی آموزش عالی را که تخصیص داده نشده است یکهزار و 200 میلیارد تومان عنوان کرد و گفت که با توجه به رشد تورم، این اعتبار الان به حدود دو هزار و 500 میلیارد تومان رسیده است.

معاون وزیرعلوم توضیح داد که هیچ گاه به دنبال تعریف و اجرای پروژه های جدید نیستیم و باید پروژه های فعلی را تکمیل کنیم اما برای این کار، اعتبار نداریم، ضمن اینکه بسیاری از پیمانکاران در محاکم قضایی علیه وزارت علوم و دانشگاهها طرح شکایت کرده و به دنبال جبران خسارت و ضرر و زیان خود هستند.

**یک میلیون و 300 هزار مترمربع پروژه های عمرانی با پیشرفت فیزیکی بالای 50 درصد

وی به وجود یک میلیون و 300 هزار مترمربع پروژه های عمرانی در دست ساخت آموزش عالی با پیشرفت فیزیکی بالای 50 درصد اشاره کرد و گفت: برای پایان این پروژه ها نزدیک به 500 میلیارد تومان اعتبار لازم است.

امید افزود:بسیاری از این پروژه ها فقط 10 تا 15 درصد تا تکمیل شدن، فاصله دارند و اگر همین امسال تامین اعتبار شوند تا پایان سال تحصیلی جاری (شهریورماه 93) می توان از آنها بهره برداری و استفاده کرد.

**دو هزار میلیارد تومان برای تکمیل پروژه های با پیشرفت زیر 50 درصد لازم است

معاون وزیرعلوم به وجود حدود دو میلیون مترمربع پروژه های عمرانی مصوب با پیشرفت فیزیکی زیر 50 درصد در زیرمجموعه های آموزش عالی کشور اشاره کرد و گفت: تکمیل این پروژه ها با نرخ های امسال، به حدود دو هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد و چنانچه برای سال آینده به تاخیر بیافتد با احتساب تورم، باید دو هزار و 500 میلیارد تومان برای اجرای آنها اختصاص یابد و هزینه تکمیل این پروژه ها در دو سال بعد به سه هزار و 500 میلیارد تومان خواهد رسید.

**بدهی 250 میلیارد تومانی دانشگاه ها به پیمانکاران طرح های عمرانی

امید میزان بدهی معوقه دانشگاه ها به پیمانکاران را حدود 250 میلیارد تومان عنوان کرد و گفت: این رقم بدهی، مربوط به پروژه های دانشگاهها است و حدود 10 میلیارد تومان نیز بابت طرح های پژوهشگاه ها، پارک های علم و فناوری و مراکز پژوهشی به پیمانکاران پرداخت نشده است.

معاون وزیرعلوم برای چندمین بار تاکید کرد که هرچند تعویق در اجرای پروژه های عمرانی آسیب است، اما چالش امروز آموزش عالی، بودجه جاری، بودجه های آموزشی، پژوهشی و امکانات رفاهی دانشجویی بوده که بیش از این نمی توان آن را محدود کرد.

دستور آیت الله هاشمی برکمک به حل بحران دریاچه ارومیه

سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی از تاکید و دستور آیت الله «اکبر هاشمی رفسنجانی» رئیس هیات موسس و هیات امنای این دانشگاه بر کمک به حل بحران دریاچه ارومیه خبر داد.
 
به گزارش ایرنا، «حمید میرزاده» در جمع روسای واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان آذربایجان غربی اظهار داشت: به دستور آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس هیات موسس و رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی، مقرر شد دانشگاه آزاد از تمام توان و ظرفیتهای علمی و فنی خود برای نجات دریاچه ارومیه استفاده کند.
 
وی نجات دریاچه ارومیه را نیازمند مدیریت مسوولان ملی و محلی دانست و بر بکارگیری تمامی توان و ظرفیتهای دانشگاه آزاد اسلامی برای حل این بحران در صورت تمایل مسوولان تاکید کرد.
 
میرزاده بحران دریاچه ارومیه را یک نگرانی ملی قلمداد کرد که موجب تاثر تمامی ایرانیان شده است و تجربیات برخی کشورهای پیشرفته در فائق آمدن بر بحران کم آبی و افزایش میزان بارندگی را خاطرنشان کرد.
 
وی یادآور شد: امروزه با بهره گیری از این تجربیات و بکار بستن تکنیک های پیشرفته علمی میزان بارندگی در برخی مناطق دارای بحران کم آبی، افزایش یافته است.
 
سرپرست دانشگاه آزاد از تاسیس و راه اندازی شرکت های دانش بنیان به عنوان اولویت های برنامه مدیریت جدید دانشگاه یاد کرد و اظهار داشت: برای تبدیل علم به ثروت و ایجاد بازار کار برای فارغ التحصیلان دانشگاه به دنبال تاسیس شرکت های دانش بنیان هستیم تا از یک سو مشکل اشتغال دانش آموختگان این دانشگاه را حل کرده و از سوی دیگر با تقویت فرآیند تبدیل دانش به ثروت و سرمایه به رونق اقتصادی کشور کمک کنیم.
 
میرزاده از روسای واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان غربی خواست تا متناسب با توانایی های خود با مشارکت در طرح ساخت شهرک های دانش بنیان به حل مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی استان کمک کنند.

اعتراف زوج جنایتکار به قتل معاون وزیر

اختلافات فامیلی، انگیزه‌ای بود که قتل معاون پارلمانی وزیر صنعت، معدن و تجارت را رقم زد.

به گزارش همشهری، عاملان این جنایت زوج جوانی بودند که 48 ساعت بعد از جنایت دستگیر شدند و در بازجویی‌ها اعتراف کردند که به‌خاطر کینه دست به قتل معاون وزیر زده‌اند.

ساعت 20:30 یکشنبه 19 آبان‌ماه، با پیدا شدن جسم بی‌جان صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزیر صنعت، معدن و تجارت در داخل خودروی پرشیای یشمی‌رنگش در حوالی میدان سبلان، تحقیقات پلیس برای کشف راز این جنایت آغاز شد.

جسد در حالی پیدا شد که آثار اصابت گلوله به سر و سینه معاون وزیر به چشم می‌خورد و قربانی پشت فرمان ماشین پارک شده‌اش در ابتدای خیابان گلبرگ افتاده بود.

وقتی هویت مقتول شناسایی شد، چندین تیم از مأموران امنیتی و همچنین پلیس، راهی محل حادثه شدند. با توجه به اینکه احتمال می‌رفت ماجرا یک ترور باشد، وزیر اطلاعات نیز در محل حادثه حاضر شد و از همان زمان تحقیقات برای کشف راز جنایت کلید خورد.

گرچه در ابتدا تصور می‌شد که معاون پارلمانی وزیر از سوی گروهک‌های تروریستی به قتل رسیده است اما در تحقیقات بعدی این فرضیه رد شد چرا که پیدا شدن 2 پوکه در داخل ماشین، سالم بودن شیشه‌های ماشین، بالا بودن تمامی شیشه‌ها و همچنین پارک و خاموش بودن ماشین در کنار خیابان نشان می‌داد که عامل جنایت در حالی‌ که داخل ماشین نشسته و با مقتول در حال گفت‌وگو بوده، به وی شلیک کرده است. این یعنی قاتل فردی آشنا با قربانی بوده و از قبل با او قرار داشته است.

این فرضیه وقتی قوت یافت که کاغذی که محل قرار در آن نوشته شده بود نیز داخل ماشین پیدا شد. آدرس با دست‌خط معاون وزیر نوشته شده و همان محلی بود که جسد او در آنجا پیدا شده بود؛ بنابراین شکی باقی نماند که وی برای ملاقات با فردی به آن محل آمده و سپس توسط وی به قتل رسیده است. از سوی دیگر مشخص شد عامل جنایت که سلاحی با کالیبر کوچک در اختیار داشته، با سوءاستفاده از صدای طبل‌ها، اقدام به شلیک مرگبار کرده و به همین دلیل در لحظه جنایت کسی متوجه شلیک گلوله نشده است.

با این اطلاعات تحقیقات گسترده برای شناسایی کسی که با معاون وزیر در میدان سبلان قرار داشته، آغاز شد و طولی نکشید که نخستین مظنون پرونده شناسایی شد.

زوج جنایتکار
ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت که با دستور قاضی سپیدنامه، بازپرس ویژه قتل تهران رسیدگی به این پرونده را آغاز کرده بودند در بررسی‌های تخصصی توانستند زوج جوانی را شناسایی کنند که آخرین بار با قربانی در تماس بودند و با وی اختلاف نیز داشتند.

در اقدامات اطلاعاتی مشخص شد که آنها همان کسانی بودند که در محل جنایت با مقتول قرار ملاقات داشتند؛ بنابراین شکی باقی نماند که این زوج از راز جنایت باخبرند و قاضی سپیدنامه دستور بازداشت هر دوی آنها را صادر کرد.

وقتی محل زندگی آنها در شرق تهران شناسایی شد، تیمی از مأموران پلیس آگاهی پایتخت صبح چهارشنبه 22 آبان‌ماه این محل را محاصره و در یک عملیات ضربتی متهمان را در خانه‌شان دستگیر کردند.

سرنخ مهم دختر خانواده
مرد 42 ساله در بازجویی‌های اولیه با تناقض‌گویی سعی داشت خود را بی‌گناه نشان دهد و مدعی بود که روز حادثه با معاون وزیر قرار نداشته و در خانه بوده است. او اما تصور نمی‌کرد که حرف‌های دخترش، رازش را فاش کند. وقتی مأموران به تحقیق از دختر وی پرداختند، گفت که پدر و مادرش ساعت 18روز حادثه از خانه بیرون رفته و حدود ساعت 21 برگشته‌اند. این زمان، دقیقا همان زمان تقریبی جنایت بود چرا که بررسی‌ها نشان می‌داد معاون وزیر وقتی ساعت 16:30 از محل کارش به خانه برگشته بود، پس از استراحتی کوتاه، حدود ساعت 18:30 سوار خودروی شخصی‌اش شده و از خانه خارج شده بود.

با این اطلاعات بازجویی از مرد 42 ساله ادامه یافت و او راز جنایت را فاش کرد و گفت: مقتول از بستگانم بود و من با او اختلافات شدیدی داشتم. در واقع اختلافات ما به گذشته برمی‌گشت و به‌خاطر این کینه قدیمی، تصمیم گرفتم هر طور شده از او انتقام بگیرم.

وی افزود: مدت‌ها بود که نقشه قتل او را در ذهن داشتم. قبل از حادثه به غرب کشور سفر کردم و در آنجا یک اسلحه خریدم تا اینکه روز حادثه با او در میدان سبلان قرار گذاشتم. آن روز همسرم هم همراه من آمد و هر دو وقتی به محل حادثه رسیدیم، سوار ماشین مقتول شدیم. وقتی داخل ماشین نشستیم دوباره ماجرای گذشته را پیش کشیدم و شروع کردیم به صحبت کردن در خصوص اختلافات قدیمی‌مان اما یک دفعه بحث بالا گرفت و من اسلحه را از زیر کتم بیرون کشیدم و اقدام به شلیک کردم. چون اطراف دسته‌های عزاداری بود کسی صدای شلیک گلوله را نشنید. بعد از اینکه مقتول خون‌آلود پشت فرمان ماشینش افتاد، بلافاصله من و همسرم پیاده شدیم و اسلحه را در اتوبانی در آن حوالی انداختیم.

بازپرس جنایی پایتخت بعد از شنیدن اعترافات این مرد، برای وی به اتهام مباشرت در قتل و برای همسرش به اتهام معاونت در جنایت قرار قانونی صادر کرد و هر دو برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفتند.

گره سر درگم تعیین استاندار برای آذربایجان غربی

عصرایران به نقل از جوان پرس - عدم بکارگیری تدبیری هوشمندانه در انتخاب مدیریت عالی استان آذربایجان غربی ، آینده فضای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی این منطقه حساس و مرزی را با چالشی عظیم مواجه خواهد کرد . مزید بر آن نباید تابوی استقلال و اقتدار عمل وزارت کشور و خود دولت در انتخاب آن بخاطر اعمال سلطه گرایانه و تحمیل گرایانه از سوی برخی جناح ها ، اشخاص ، نمایندگان و ….  شکسته شود. ناگفته نماند تاکنون از نگاه عوام و خواص دور نمانده که برخی از مردان در سایه منطقه  با حذف سایر گزینه ها و دفاع تمام قد از گزینه های پیشنهادی خود و بر این اشتهای سیری ناپذیری قدرت و ثروت خویش جامه عمل پوشانده و در یک کلام همه سهامداران بی سهام می خواهند بر بام آسمان آبی آذربایجان به شوق پرواز درآیند
 
 بی شک این شواهد و قراین حاکی از آن است که ، علت اساسی تاخیر در انتخاب و معرفی استانداران کشور ، متاسفانه همین افرادی که بطور قیم مابانه در پی سهم خواهی ، حفظ منافع شخصی و ارجحیت قایل شدن به منافع و مصالح فردی  در مقابل منافع جمعی بوده و با لابی های مختلف سیاسی اینگونه سنگ اندازی ها و چوب لای چرخ وزارت کشور گذاشته اند تا بدین طریق این فرصت سازی های ارزشمند در انتخاب بموقع و دقیق و کارآمد را از آنان سلب نمایند و البته تاکنون با نگاه هوشمندانه دولت اعتدال و وزیر کشور ناامید و مایوس گشته اند .
 
   جای بسی ایراد فراوان است  البته  قابل تامل که  اکثر مردم استان بطور عام می دانند که برخی از مردان قدرت در سایه ضمن حذف سایر گزینه ها ،  در صدد به کرسی نشاندن  گزینه های خود هستند و بدون آنکه به دیدگاه مردم و دولت توجه کنند ، این افکار در اذهان مردم اینگونه متبادر می شود که آیا وزارت کشور و عوامل کمیته انتصابات  نقشی در این مهم ندارند و یا می خواهند اگر فردا مشکلی پیش بیایید بگویند خودکرده را تدبیر نیست.
   
استان آذربایجان غربی یک استان مرزی برخوردار و با ظرفیت ها و استعداد های بالقوه فراوانی  که سرشار از نعمات خدادادی است از زمین های مرغوب و حاصلخیز گرفته تا دومین استان پر آب کشور ، ولی بیش از پیش استحقاق و شایستگی آن را دارد که به عنوان پرچمدار استان توسعه یافته کشور باشد ، در حالیکه در مقام مقایسه با استان های کشور در رده های آخر جای گرفته است. مردم این استان بسیار پر تلاش و سختکوش و قناعت پیشه بوده ،  اما آنطور که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی مسئولین بلندپایه استان بتوانند راهبری خوبی برای مردم و سرمایه ها و سرمایه گذاران باشند ، نبوده است و غیر از آن همواره بین مسئولین و سایر طیف های مختلف سیاسی کشمکش ها و ناهماهنگی های زیادی بوده که متاسفانه تاوان آنرا مردم استان داده اند !
  
  اما به استناد مصاحبه موجود استاندار فعلی آقای جلال زاده در فضای مجازی استان که  بیان نموده  : ” آذربایجان غربی ساختار معیوبی دارد که تبعات آن در طول سالها و دهه ها موجب ناکارآمدی و عدم توفیق مدیران بومی شده است و این ساختار معیوب به استان ضربه می زند. ” و یا به نقل از نماینده مردم ارومیه آقای عابد فتاحی موجود در سایت ها گفته که : ” استاندار جدید آذربایجان غربی شخصیتی فراجناحی و فراقومی باشد "
 
   و اضافه بر آن سعه صدر و بردباری دولت اعتدال و وزیرکشور در خصوص واگذاری بخشی از اختیارات قانونی خود به نمایندگان ، مسئولین و فعالان سیاسی استان که هر کدام یکی از گزینه های خود را برای شناخت بیشتر و بهتر به وزارت کشور معرفی نمایند . ولی در این مورد اختلافات تا حد مرز درگیری وناهنجاری پیش رفت که بدلیل عدم اتفاق آرا در معرفی آن ناکام ماندند .
 
   با نگاهی گذرا به چند طیف و گروه  فعال برای رسیدن به صندلی استانداری آذربایجان غربی اشاره می کنیم :
 
 گروه اول ؛ معروف به جناح دکترعبدالعلی زاده که گزینه شان آقای درویش زاده زاده یار دیرینش در شهردار تبریز و گزینه مستعفی شهرداری و شراکت در شرکت تولید انبوه مسکن در تهران ، البته تا حدودی هم دکتر رضازاده از ستاد انتخاباتی دکتر روحانی و طیف اصلاح طلبان و اخیرا هم محمد حضرت پور شهردار آبادگر ارومیه می باشند. مهم تر از آن ، این نکته قابل تامل است که اینک این گروه خاص در تدارک معرفی آخرین گزینه خود برای هدایت کل منطقه و این استان بوده تا بلکه بدین شیوه بتوانند  سکان هدایت شمالغرب بدست گرفته و آذربایجان را  یکدست و در گرو آن حفظ و مورد حمایت قرار دهند . که آنهم معایب و محاسن زیادی دارد که معایبش بر محاسن آن می چربد.
   
گروه دوم ؛ برخی از نمایندگان شاخص استان از جمله دکتر جهانگیرزاده ، نادر قاضی پور و .. . و البته مورد حمایت نمایندگان استان که گزینه مورد حمایت شان آقای محمد اشتری مدیر کل اسبق میراث فرهنگی و گردشگری استان در زمان مشایی و معاونت اسبق سیاسی و امنیتی استانداری آذربایجان غربی در زمان آقای  مهندس سعادت .
 
    گروه سوم ؛ فعالان سیاسی ، احزاب ، شخصیت ها ، جناح ها و ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در استان و همچنین در معرفی نامه اول نمایندگان در مجلس که  آقایان مهندس فریدون سلیمی نیا و دکتر محمدامین رضازاده و مهندس علی اکبر عسگری که نفر سوم چندان رغبتی به این پست نشان نمی دهند ؛ در این گروه جای می گیرند.
 
    گروه چهارم ؛ وزارت کشور و برخی از سیاسیون و فعالان مطرح ملی و استانی و معرفی اولیه نمایندگان در خصوص فریدون همتی ، علیرضا خلخالی وهمچنین اسامی دیگری که به تازگی وارد این گود شده اند از جمله محمود زمانی قمی ، سید محمود حسینی ، سبحان الهی می باشند.
  
  من حیث المجموع ، با توجه به  بررسی گزینه های پیش رو و جنجال های سیاسی پیش آمده بین نمایندگان و چند گانگی شدید و بلاتکلیفی  خود وزارت کشور و معرفی چند گزینه هم توسط امام جمعه محترم که نام برخی از آنها در یادداشت دیده می شود و البته برخی هم از ادامه رقابت کنار کشیدند و با توجه به شواهد و قرائن موجود و  نگاه اجمالی به روند انتخاب استانداران در کشور و استان همجوار و شرایط حاد و حساس استان می طلبد تا بهترین و برترین و کارآمد ترین و شایسته ترین گزینه از میان این افراد بدون لحاظ کردن مسائل قومیتی ، بومی و غیر بومی انتخاب و هر چه زودتر راهی استان آذربایجان غربی بکند و مطمئنا و زارت کشور بایستی این تابو و بت نامبارک ترک ، فارس ، کرد و … را بشکند و با منش حقوقدانی دولت ، تدبیری مدبرانه برای استان بیندیشد.  و دور افراد و گزینه ها واشخاصی که اینگونه مسائل را مطرح نموده  و برای رسیدن  به منافع  شخصی و جناحی و گروهی  با دخالت های نابجا که در پی تحقق اهداف و مطامع خاص خود بودند کنار گذاشته و استانداری رئیس جمهور گونه برای اتین این استان برگزیند.
 
    در این شرایط و با توجه به تفاسیر یاد شده ، گزینه های بومی یا غیر بومی مهم نیست ، مهم با تجربه بودن و کارآمدی است و بلکه اینها بحث هایی است که تحت تاثیر سیاست راهبردی دولت ها می تواند متغیر باشد و خیلی اصول ثابتی ندارند و باید به این اصل توجه نمود که : ” ما باید جهانی فکر کنیم و منطقه ای عمل نماییم ” . و همچنین نباید به مسئله قومیت ها در استانها بی اعتنا بود . به همین خاطر برای چنین استانهایی افرادی را باید در نظر گرفت که بتوانند فضای سیاسی و اجتماعی استان تابعه را به دور از هر گونه تنش و اختلاف حفظ نمایند .
   
خلاصه آنکه بهترآنست که خود وزارت کشور و در راس آن وزیر کشور، با توجه به اینکه تاخیر جدی در این مهم  و این ضرر دیده شده  که تاکنون اقدام به معرفی گزینه نهایی اقدام ننموده بنابه صلاحدید و شناخت و تشخیص خود و کمیته انتصابات و بر اساس شرایط و صلاحدید کلی  و بدور از هرگونه توجه به حاشیه سازی عده ای خاص و همچنین برای خاتمه دادن به تشدید اختلاف نظرها و تدوام آن بین گروه های فوق الذکر فرد مورد نظر خویش را که به خود بدنه دولت  نزدیک تر تا بتواند مسیر توسعه را هموارتر سازد انتخاب  و به عنوان گزینه نهایی معرفی نماید.

این وصیتنامه را بخوانید

 

با دستگیری یکی از اعضای سازمان و در همان بازجویی اولیه، هشت نفر از دیگر اعضا شناسایی و دستگیر شدند که دکتر هم جزو آنها بود.
در سحرگاه چهارم بهمن سال ۱۳۵۴، نه تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق (که آن موقع هنوز منافق نشده بودند) اعدام شدند.
هر چند برخی از این افراد تا سرحد توان با ساواک همکاری کردند و به قول معروف وا دادند، ولی تعدادی از آنها هم مردانه ماندند و شهید شدند و دست از آرمان ها و اعتقادات خود برنداشتند و هرگز از اعمال گذشته خود پشیمان نشدند.
یکی از این شهدای عزیز دکتر مرتضی لبافی نژاد است که یکی خیابان و یک بیمارستان در تهران به نام اوست.
دکتر لبافی نژاد که کارمند سازمان تأمین اجتماعی بود، در سال 1350 با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و به عضویت تیم پزشکی این سازمان درآمد.
وی در تمام مدت عضویت در سازمان بر اعتقادات مذهبی‌اش پایدار ماند و در برابر تغییر ایدئولوژی، قاطعانه مقاومت کرد و پس از اطلاع از ماهیت و عملکرد مرکزیت سازمان، همکاری قبلی خود را راه خطا توصیف کرد و از آن ابراز پشیمانی نمود.
با دستگیری یکی از اعضای سازمان به نام وحید افراخته و در همان بازجویی اولیه، هشت نفر از دیگر اعضا شناسایی و دستگیر شدند که مرتضی هم جزو آنها بود.
دکتر لبافی نژاد در 11 مرداد 1354 در تبریز بازداشت و به تهران منتقل می شود و با وانمود کردن اینکه در تهران قراری دارد، به همراه مأمورین به منطقه مورد نظر رفته و در یک فرصت فرار می کند اما موفق نمی شود و با تیراندازی مأموران از ناحیه شانه و بازو مجروح گردید و مجدداً دستگیر شد.
همسرش پروین سلیحی هم که تنها نوزده سال سن داشت، به جرم همکاری با سازمان بازداشت شد که در دادگاه نظامی به دو سال زندان محکوم گردید که یک سال آن را در انفرادی گذراند.
 
 
دکتر شهید مرتضی لبافی نژاد در کنار همسرش پروین سلیحی
 
مرتضی هم شش ماه در انفرادی ماند تا اینکه در چهارم بهمن 1354 اعدام شد.

آنچه در زیر می خوانید وصیتنامه دکتر مرتضی لبافی نژاد است که ساعاتی قبل از اعدام نوشته شده است:

وصیت نامه غیر ارتشی مرتضی لبافی نژاد فرزتد عباسعلی در سحرگاه مورخه ۴/۱۱/۱۳۵۴
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
سلام و درود گرم من به پدر و مادر عزیزم. پدر و مادر مهربانم. پدر و مادری که هیچ چیز را از من دریغ نکردند.
سلام من به پروین عزیزم. همسر مهربان و فداکارم. همسر متقی و پرهیزکارم.
سلام من بر یکایک فامیل عزیز و مهربانم که متاسقانه فرصت نام بردن یکایک آنها را ندارم.
برای من نگران نباشید که خداوند فرموده است ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
مطالبی را مختصرا در زیر می نویسم و می خواهم دقیقا این سفارشات اجرا گردد:
۱– مربی فرزندم فعلا و تا وقتی همسرم در زندان است پدر و مادرم خواهد بود و بعد خود همسرم. اگر زمانی همسر عزیزم خواست شوهری اختیار کند به نظر من بهتر است فرزندم را مجددا به پدر و ماردم بسپرد. به هر حال از مربی فرزندم هرکه هست خواهان تربیت صحیح فرزندم می باشم.
می خواهم او را نه تنها از نظر درسی بلکه از نظر مسائل مذهبی و اجتماعی نیز فردی آگاه و مطلع بار آورد.
از نظر محبت نه کم و نه زیاد که هردو زیان بخش است.
در خانه ای که فرزندم رشد و تربیت می یابد تلویزیون و مجلات فاسد و هرگونه وسیله ای که موجبات فساد اخلاقش را ایجاد کند هرگز نباشد.
۲– سفارش به مادرم در مورد پروین عزیزم می کنم و می خواهم که همیشه و همواره نسبت به او محبت قبلی را حفظ کرده و به خصوص تا او در زندان است مکررا و مرتبا به دیدار او برود و از محبت به او فروگذار ننماید.
 
 
دکتر شهید مرتضی لبافی نژاد در کنار همسر و تنها فرزندش یاسر

۳– سفارش به مادرم در مورد زهرا می کنم. البته می دانم که فلورا و بهمن عزیز آنقدر انسان هستند که هیچ گاه قدر زحمت های او را فراموش نکنند ولی مع الوصف اگر روزی از او جدا شدند از مادرم می خواهم که او را چون دخترش نزد خود نگهدارد. او حق فراوانی به گردن همگی ما دارد.
۴– مدت ۵/۳ سال نماز قضا و ۵/۲ ماه روزه برایم از پول خمس داده بخرید.
۵– آنچه پول نقد و سکه طلا دارم مبلغ ۱۰ هزار تومان را خیرات کنید. خمس پول نقد و سکه ها را بپردازید. مخارجی که برایم کرده اید از آن بردارید. اگر طلبی از کسی داشتم و آن را وصول کردید خمس آن را نیز بپردازید و به هر حال آنچه باقی ماند و به علاوه کلیه اثاثیه منزل متعلق به همسرم می باشد و او هرگونه دخل و تصرفی می تواند در آن بنماید.
محل سکه های طلا درون یک کارتن که در داخل اطاق بالا که اثاثیه ما قرار دارد، این کارتن در درون درگاهی است.
درون کارتن یک ظرف چینی است که درونش مقداری پوشال و یک قوطی است. پول نقد که برابر ۶۴ هزار تومان است در چهار برگ ورقه سپرده ثابت بانک صادرات است که درون یک پاکت بزرگ به همراه سایر مدارکم قرار دارد. مبالغی نیز از این و آن طلب دارم البته مقداری از پول فوق و سکه ها را ساواک ضبط خواهد کرد.
۶– به مادرم توصیه می کنم در نمازهایش دقت بیشتری کند و علی الخصوص در ضمن یکی دو سال آینده حتما به حج برود.
۷– به پدرم توصیه می کنم که او نیز در نمازهایش دقت بیشتری کند و حتما تلویزیون را بفروشد.
۸– در مراسمی که برای من برپا می گردد اکیدا از شرکت زن های بی حجاب و یا حتی با چادر و یا روسری توری جلوگیری نمایید.
به همین جا مطالب فوق را ختم می کنم و بار دیگر سفارش می کنم مطالب فوق را دقیقا اجرا نمایید.
قربان همگی فامیل عزیز.
مرتضی لبافی نژاد.
وصیت دیگری ندارم.

عزاداری در حسینه امام خمینی (ره)با حضور مقام معظم رهبری

اولین شب عزاداری ایام شهادت حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، در حسینیه امام خمینی (رحمه‌الله) با حضور رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه‌ای، اولین شب عزاداری ایام شهادت حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، از دقایقی پیش در حسینیه امام خمینی (رحمه‌الله) با حضور رهبر انقلاب اسلامی، سران سه قوه، مسئولان نظام و عموم مردم عزادار آغاز شد.























السلام علیک یا حسین (ع)

قتل با انگیزه شخصی یا سیاسی ؟

برادر معاون مقتول وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: بیان خصومت شخصی برای دلیل ترور مرحوم رحمت ابادی به هیچ وجه پذیرفته نیست.

به گزارش دانا برادر مرحوم رحمت آبادی و مدیرکل غله و بازرگانی استان کرمانشاه در گفتگو مرصاد اظهار‌داشت: در خبرهایی که از این حادثه منتشر شده است دلیل این سوء قصد خصومت شخصی بیان شده که برای ما به شدت ناراحت کننده و غیر قابل قبول است.
 
مظفر رحمت آبادی ادامه داد: نه خانواده ما و نه شخص ایشان هیچ مشکلی با هیچ شخص یا گروهی نداشته و نداریم و این موضوع قابل قبول نیست که مرحوم رحمت آبادی در حادثه ای نشأت گرفته از یک درگیری شخصی کشته شده است.

وی گفت:هم اکنون هم برای پیگیری این موضوع در تهران هستیم و جلساتی را با مسئولان مربوطه خواهیم داشت.
 

فحاشی به وزیر علوم: برو به این ... بگو یا این چند نفر را عزل می کند یا با اردنگی از وزارتخانه بیرونش

محمد مهدی زاهدی وزیر علوم احمدی نژاد

قانون‌آنلاین- در جریان حضور برخی از مسئولان حقوقی و پارلمانی دانشگاهی در جلسه روز یکشنبه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، دکتر محمد مهدی زاهدی رئیس این کمیسیون با رکیک ترین واژه ها، دکتر فرجی دانا وزیر علوم دولت یازدهم را مورد فحاشی و تهدید قرار داد.

یک نماینده مجلس با اعلام این خبر گفت: در پی انتصاب دکتر میلی منفرد و دکتر توفیقی در وزارت علوم، زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خطاب به یکی از معاونان این وزارتخانه که برای پاسخگویی به نمایندگان در این کمیسیون حضور یافته بود، به وزیر علوم فحاشی کرد.

وی افزود: رئیس کمیسیون خطاب به این معاون وزیر گفته است " برو به این مرتیکه .... بگو یا این چند نفر را عزل می کند یا با اردنگی از وزارتخانه بیرونش می کنم."

در همین حال یک نماینده دیگر مجلس با تایید اظهارات هتاکانه و تهدید آمیز زاهدی تاکید کرد: جای تعجب است که این ادبیات از جانب رئییس کمیسیون آموزش و تحقیقات و کسی که قبلا وزیر علوم و سفیر ایران در مالزی بوده و باید الگوی جامعه باشد، بیان می شود. این نماینده خواستار واکنش فوری و جدی رئیس مجلس شورای اسلامی نسبت به این اظهارات قابل پیگرد و نیز اعاده حیثیت مجلس شد.

به گفته این نماینده، بعد از پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، محمد مهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش مجلس، از راه های مختلف خود را به عنوان کاندیدای کمیسیون برای وزارت علوم معرفی کرد و برای رسیدن به این مقصود، به لابی های گسترده سیاسی متوسل شد.

این نماینده ادامه داد: میل به قدرت به گونه ای رئیس کمیسیون آموزش مجلس را دچار توهم کرده که می تواند حتی بعد از 24 خرداد نیز در راس وزارت علوم قرار گیرد.

وی افزود: به کارگیری زشت ترین القاب و واژه ها از سوی چنین شخصی، چیزی جز به خطر افتادن منافع شخصی وی و ناراحتی از عدم معرفی ایشان به عنوان وزیر علوم در دولت یازدهم نیست.

اینها همه در حالی است که زاهدی در زمان حضور در راس وزارت علوم، بیشتر مدیران باسابقه را از سمت خود برکنار کرد و افرادی را که هیچ تناسبی با مدیریت دانشگاه نداشتند، از جمله صدرالدین شریعتی را در راس مهمترین مدیریت های دانشگاههای کشور گمارد.

یادآور می شود پیش از این برخی رسانه ها با انتشار اسنادی، موضوع پذیرش خارج از ضوابط محمد هادی زاهدی فرزند رئیس کمیسیون آموزش را در دوره دکتری گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه اصفهان و انتقال غیرقانونی وی به دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1386 مطرح کرده بودند.

تاخیر در انتخاب استاندار آذربایجان غربی جایز نیست

روح اله بیگی نماینده میاندوآب 

نماینده مردم میاندوآب در مجلس:

تاخیر در انتخاب استاندار آذربایجان غربی جایز نیست

تسنیم؛ نماینده مردم میاندوآب، شاهین دژ و تکاب در مجلس گفت: تاخیر دولت در انتخاب استاندار آذربایجان غربی جایز نیست.
حجت الاسلام والمسلمین روح الله بیگی اظهار کرد: تاخیر انتخاب استاندار آذربایجان غربی موجب گلمه مندی مجمع نمایندگان استان شده است.

وی اظهار کرد: تاخیر در معرفی استاندار جدید آذربایجان غربی موجب رکود فعالیت های استان در عرصه های مختلف شده که این امر از هر منظر به ضرر استان است و موجب شده نمایندگان مجلس ابراز گله کنند.

بیگی گفت: معرفی استاندار جدید آذربایجان غربی تا روز چهارشنبه این هفته قطع به یقین انجام خواهد شد.

نماینده مردم میاندوآب، تکاب و شاهین دژ در مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: تعداد نامزدهای استانداری از سوی نمایندگان مجلس همان 5 نفرشامل همتی، اشتری، خلخالی، رضازاده و سلیمی نیا است و گزینه جدید کسر یا اضافه نشده است.

10 استان بدون استاندار هستند

حسینعلی امیری قائم‌مقام و سخنگوی وزرات کشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری تسنیم، درباره انتخاب استانداران جدید در جلسه امشب ( یکشنبه ) جلسه هیئت دولت اظهار کرد: هیچ پرونده‌ای به هیئت دولت فرستاده نشده و طبیعتا استاندار جدیدی نیز امشب انتخاب نخواهد شد.

وی افزود: استانداران به روال همیشگی انتخاب می‌شوند و با صبر و حوصله نیز 10 استاندار باقی‌مانده انتخاب خواهند شد.

پیشتر عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور در حاشیه جلسه هیئت دولت در پاسخ به سوالی درباره کند بودن روند انتخاب استانداران گفته بود: دقت در انتخاب‌ها بالاست.

تاکنون استاندار 21 استان مشخص شده‌اند و استان‌های آذربایجان‌غربی، بوشهر، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه و هرمزگان همچنان بدون استاندار هستند.

استاندار آذربایجان غربی معرفی نشد ! حضرت پور حذف شد /اشتری هم رفتنی است !

موید حسینی صدر

 نماینده مردم خوی در مجلس:

استاندار آذربایجان غربی معرفی نشد

تسنیم ؛ نماینده مردم خوی در مجلس شورای اسلامی گفت: ۷ نامزد پست استانداری آذربایجان غربی تا چهارشنبه رایزنی می‌شوند بنابراین استاندار جدید امروز معرفی نمی‌شود.
مؤید حسینی صدر اظهار کرد: طبق صحبت‌هایی که با آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور انجام دادم انتخاب استاندار آذربایجان غربی امروز، یک‌شنبه صورت نمی‌گیرد.

نماینده مردم خوی در مجلس شورای اسلامی اسامی 7 نامزد پست استانداری به‌نامهای رضازاده، سلیمی‌نیا، زمانی قمی، اشتری، درویش‌زاده، خلخالی و سبحان‌اللهی را اعلام و خاطرنشان کرد: این تعداد از سوی وزارت کشور در حال بررسی بوده به‌احتمال زیاد چهارشنبه استاندار آذربایجان غربی انتخاب و معرفی می‌شود. وی گفت: چهارشنبه این هفته استاندار آذربایجان غربی تعیین می‌شود.

گفته می شود اشتری نیز از سوی برخی از اعضای هیات دولت مورد انتقاد قرار گرفته و از لیست گزینه ها حذف خواهد شد . اشتری از اعضای ستاد احمدی نژاد در تبریز می باشد .

بابان کجاست ؟

فواد بابان؛ گوینده‌ تلویزیون که حالا در خاطره‌ها جای گرفته و به نوستالژی دهه 60 و 70 تبدیل شده  و ظاهرا حال و روز خوبی دارد.در خانه نشسته و کتاب می‌خواند، جدول حل می‌کند، کتاب می‌نویسد و ...  اما مدتی است آنقدر حال و حوصله ندارد که به کتاب‌هایی که می‌نویسد، سری بزند، آنها را بازنویسی کند و برای چاپ آماده‌اشان کند.
اما با وجود، بابان به همه می‌گوید: حالم خوب است و از هیچ چیز ناراضی نیستم.30 سال بیشتر برای تلویزیون کار کرده‌ام.گوینده‌ بوده‌ام و تدریس هم کرده‌‌ام.به همه آنچه آرزویم بود، رسیده‌ام پس چرا باید ناراضی باشم.بیشتر گوینده‌ها،شاگرد من بوده‌اند و من اصول کار را به آنها آموزش داده‌ام.
اما نکته جالب این‌جاست که بابان،تمایلی ندارد نام شاگردان قدیمی خود را بگوید چون الان تدریس هم نمی‌کند و گوینده‌های جدیدی را نمی‌شناسد و حتی کارهایشان را هم ندیده است...

بابان 30 سال بیشتر در تلویزیون بوده است اما الان بیکار در خانه نشسته و از زندگی لذت می‌برد! آنهم در اوج پختگی و تجربه.بابان به قول قدیمی‌ها آرد خود را الک کرده و الک را هم بر میخ دیوار آویخته است... به نوعی لاجرم بازنشستگی را انتخاب کرده چون سرمایه سوزی در تلویزیون ایران باب است.

نزدیک به 40 سال تلویزیون ایران برای بابان و امثال او هزینه کرده است اما سلیقه مدیران باعث شده که از همه این هزینه‌ها چشم‌پوشی شود و بابان خانه نشین شود.حتی در دانشگاه هم تدریس نداشته باشد.اگر در هر کجای دنیا این‌همه سال برای یک نفر هزینه می‌شد، تلویزیون دولتی آن کشور هیچوقت او را رها نمی‌کرد. در حوزه گویندگی و اجرا ، در زمینه تدریس و حتی در گروه مشاوران از او تجربه او استفاده می‌شد.اما اینجا ایران است و رسانه ملی ساز خودش را می‌نوازد.

گوینده‌هایی مانند قاسم افشار و فواد بابان به این دلیل که به نسل قدیم گویندگی تعلق دارند و اصول خبرخواندن جدید را که نرم‌خبر است را بلد نیستند، خانه نشین می‌شوند تا عرصه برای جوانانی باز شود که غوره نشده، مویز می‌شوند و مقابل دوربین و آنتن برنامه‌های زنده می‌شود، صحنه آزمون و خطای آنها. جوانانی می‌شوند، گراننده میزگردهای خبری و تحلیلی که حتی نمی‌توانند حرکات دست و بدن خود را کنترل کنند که بیننده حرفه‌ای متوجه نشود که آنها به کار خود تسلط ندارند، حال نوع بیان و چگونگی طرح سوال و مداخله در پرسش و پاسخ و هدایت جریان گفتگو‌ها باشد، طلب مردمی که سال‌هاست یک گوینده خوب، باهوش، باسواد که خبر را درست بخواند و جنس خبر را خوب بشناسد، در تلویزیون ندیده‌اند.

دهن کجی افراطیون مجلس به رئیس جمهور منتخب ملت

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه صبح امروز (یکشنبه) مجلس باز هم برای سومین بار به وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان دولت حسن روحانی رای اعتماد ندادند.

نصرالله سجادی با 124 رای موافق، 107 رای مخالف و 22 رای ممتنع از مجموع 253 نماینده حاضر موفق به کسب رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی نشد.

در جریان بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان، سید محمد بیاتیان، نماینده بیجار، زهره طبیب‌زاده نوری، نماینده تهران، نادر قاضی‌پور، نماینده ارومیه، فاطمه رهبر، نماینده تهران به عنوان مخالفین و اسماعیل جلیلی، نماینده مسجد سلیمان، سید شریف حسینی، نماینده اهواز، پیرموذن، نماینده اردبیل به عنوان موافق وزیر پیشنهادی ورز سخنرانی کردند.

پیش از اظهارات موافقین و مخالفین حسن روحانی رییس جمهور به دفاع از نصرالله سجادی پرداخت.

وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان نیز مهمترین برنامه‌های خود برای تصدی وزارت این وزارتخانه را برای نمایندگان تشریح کرد.

پیش از این نیز مسعود سلطانی‌فر و رضا صالحی امیری به عنوان وزرای پیشنهادی ورزش و جوانان موفق به کسب رای اعتماد از مجلس نشده بودند.

فتاحی : سلیمی نیا،حضرت پور، اشتری، رضازاده و خلخالی گزینه های نهایی شدند .

عابد فتاحی در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار تسنیم در ارومیه اظهار کرد: استان آذربایجان‌غربی نیازمند استانداری مدیر و با قدرت اجرایی بالاست و شهردار ارومیه به دلیل حرکت‌ها و مدیریت‌های قدرتمندی که در پروژه‌های اخیر از خود نشان داده است مورد توجه وزارت کشور جهت انتصاب به پست استانداری است.

وی گفت: هم اکنون سلیمی نیا ، حضرت‌پور، اشتری، رضازاده و خلخالی افرادی هستندکه تحقیق و بررسی بر روی آنها جهت انتصاب استاندار بیشتر انجام می‌شود.
جهانگیرزاده از نامزدی استانداری آذربایجان‌غربی پرداخت و گفت: جهانگیرزاده با قاطعیت انصراف داد چرا که در مجلس با حضور افراد قدرتمند سیاسی همچون جهانگیرزاده نیاز است.
این نماینده مجلس افزود: در هیئت دولت نیز نظر بر این بود که از نمایندگان مجلس جهت انتصاب به استانداری استفاده نشود و دلیل این نیز بر این اساس است که بعد از انتخابات رئیس جمهوری انتخابات میان‌دوره‌ای وجود ندارد و مجلس نیازمند نمایندگان قدرتمند و ارزشی است.
فتاحی تصریح کرد: دولت یازدهم درصدد است تا سنگر مجلس شورای اسلامی خالی نشود و در این راستا نیز در جهت حفظ نمایندگان مجلس و بخصوص نمایندگان همسو با دولت از جمله جهانگیرزاده است.
نماینده مردم ارومیه زمان انتخاب استاندار آذربایجان‌غربی را تا یکشنبه آینده پیش بینی کرد و گفت: ‌آذربایجان‌غربی به دلیل حساس بودن نیازمند مطالعه بیشتری جهت انتصاب استاندار جدید است.

استاندار آذربایجان غربی کیست ؟

گفته می شود ؛ جمع کثیری از فعالان اجتماعی و سیاسی استان آذربایجان غربی با امضای نامه ای به دکتر حسن روحانی ، از وی خواسته اند نسبت به معرفی مهندس فریدون سلیمی نیا به عنوان استاندار این استان همت بگمارد . در این نامه شرحی مفصل از اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان و مطالبات قومی بیان شده است . در همین راستا برخی افراطیون در جهت خنثی سازی اقدامات دولت شایع کرده بودند که وزارت اطلاعات به استعلام مهندس سلیمی نیا پاسخ منفی داده است که با پیگیری های صورت گرفته از این وزارت خانه ، دکتر علوی وزیر اطلاعات این شایعات را بی اساس عنوان کرد و بدین ترتیب سناریو سازی افراطیون نقش بر آب شد .

درهمین حال وزیر کشور بابیان اینکه برای انتصاب استانداران از نهادهای امنیتی استعلام می شود آب سردی بر شایعه سازان علیه دولت روحانی ریخت .

وزیر کشورگفت: استعلام از نهادهای امنیتی برای انتخاب استانداران وظیفه وزارت کشور است.

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور در گفتگو با فارس شبهات مطرح شده در خصوص برخی انتصاب ها در سطح استانداران بدون استعلام از نهادهای امنیتی را خلاف واقع دانست و اظهار داشت: استعلام از نهادهای امنیتی برای انتصاب استانداران وظیفه ماست و ما رایزنی های لازم را انجام خواهیم داد.

فریدون سلیمی نیا در شهرستان شاهین دژ از شهرهای جنوبی آذربایجان غربی در خانواده ای متدین و انقلابی دیده به جهان گشود ، وی پس از اخذ مدرک کارشناسی فعالیت رسمی خود را با سپاه و جهاد سازندگی شروع کرد و به عنوان رئیس جهاد شهرهای محمود آباد و بوکان فعالیت کرد و در مدتی نیز در جهاد کرمانشاه فعالیت کرد و در این دوره با مهندس زنگنه (وزیر فعلی نفت ) همکاری نمود .

در دومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی با رای قاطع مردم راهی مجلس شد . در دوران سخت دفاع مقدس به عنوان مشاور اقتصادی دولت و نخست وزیر انتخاب شد .

مدتی را به عنوان معاون و مشاور وزیر کشاورزی فعالیت کرد و در انتخابات مجلس پنجم از سوی مردم مجددا راهی مجلس شورای اسلامی گردید .

بعد از مجلس پنجم به عنوان مشاور و نماینده ویژه رئیس جمهور (سید محمد خاتمی ) در امور مربوط به معاملات نفت کشور منصوب شد .

طی همین دوران در سمت های مهمی همچون مشاور رئیس جمهور ، مشاور وزیر ، رئیس هیات مدیره برخی سازمانهای دولتی فعالیت کرد .

در نهایت فریدون سلیمی نیا با داشتن موقعیت های مهم ساسی و اجتماعی ، زندگی ساده و بی پیرایه ای داشته و نزد مردم استان از حسن شهرت خاصی برخوردار است . وی از خانوده ای ایثارگر و شهید داده انقلاب محسوب می شود .

آخرین اخبار دریافتی ار منابع مختلف ؛ گفته می شود بعد از ارائه گزارش دوتن از مقامات بلند پایه به دکتر روحانی طی هفته جاری احتمالا طی روزهای آینده با انتصاب سلیمی نیا پرونده استانداری آذربایجان غربی بسته شود . 

 

استاندار آذربایجان غربی دردولت اعتدال مشخص شده است...

انتخاب مهندس سلیمی؛همسو با نظرقاطبه مردم

80664934751171674216با گذشت سه ماه از آغاز به کار دولت تدبیر و امید هنوز استاندار استان آذربایجان غربی انتخاب نشده است!! مسئله ای که برای مردم یکی از اصلاح طلب ترین استان های کشور،نگران کننده است. تاخیر در انتخاب استاندار جدید آذربایجان غربی از سوی دولت یازدهم و بلاتکلیفی مجموعه فعلی به باور بسیاری از کارشناسان می تواند تاثیرات سوء و منفی بر روند خدمات رسانی دولت و پیشرفت و توسعه استان  بگذارد.

سناریو انتخاب استاندار آذربایجان غربی از همان اولین روزهای اعلام پیروزی آقای روحانی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری،در میان بازار داغ شایعات و گمانه زنی ها کلید خورده و تا به امروز ادامه داشته است.نشریات ،سایت ها و وبلاگ های استان هر روز نام یکی را به عنوان گزینه محتمل برای تکیه بر عالی ترین کرسی مدیریت استان مطرح کرده و شروع به بررسی سوابق وتحلیل مواضع وی پرداخته اند.

این روز ها از میان نام های فراوان مطرح شده برای این سمت،نام مهندس فریدون سلیمی نیا را بیش از دیگران می شنویم مردی که  انتخابش به عنوان استاندار محتمل تر از سایرین به نظر می رسد.

مهندس فریدون سلیمی نیا نماینده سابق شهرستان های تکاب ،شاهیندژ و میاندوآب در دو دوره از مجلس شورای اسلامی ،از اصلاح طلبان خوشنام استان به شمار می روند.

 امروزه که بسیاری از به اصلاح سیاستمداران خود را منتسب به حزب باد دانسته و در لحظه شکست در انتخابات و یا قدرت گرفتن گروه های رقیب به صورت آنی و بخاطر حفظ پست و مقام خود و امتیازهای ناشی از آن ،به آرمان ها و شعارها و اهداف حزب ،گروه و یا دسته ای که به تعلق دارند پشت پا زده و منکر اعمال و کردار و گفتار خود می شوند ،ثابت قدمی و استواری مهندس سلیمی نیا  بر مواضع اصلاح طلبانه خود،در کنار ویژگی های خاص شیخصیتی وی از ایشان چهره ای مردمی ومحبوب در میان آحاد مردم استان آذربایجان غربی علی الخصوص در شهرهای جنوب استان ساخته است.

به نظر می رسد با توجه به سوابق فعایت های مختلف سیاسی ایشان در عرصه های مختلف نظام و کارنامه درخشان ایشان درمردم داری،تواضع و پایبندی به مواضع اصلاح طلبی در چهارچوب احترام به قانون و ارکان نظام اسلامی ،انتخاب ایشان به سمت استانداری آذربایجان غربی می تواند پاسخی شایسته از سوی دولت آقای روحانی به مردم استانی باشد که با رای بالای خود به دولت تدبیر و امید نشان دادند که خواستارتغییر و ایجاد فضایی جدید برای کشور ،استان و شهر خویش هستند.

امید است دولت یازدهم و شخص رئیس جمهور با در نظر داشتن این مسائل و چرایی حضور حماسی مردم در پای صندوق های رای انتخابی شایسته برای استان محروم آذربایجان غربی داشته باشند.

برگرفته از وبلاگ حامیان مهندس سلیمی

معرفی استاندار آذربایجانغربی فعلا منتفی شد

یک مقام مسئول در وزارت کشور اعلام کرد اختلاف نظر جدی نمایندگان استان در خصوص معرفی گزینه نهایی معرفی استاندار را طی هفته جاری منتفی کرد .

پیش از این مهندس فریدون سلیمی نیا به عنوان گزینه نهایی استانداری آذربایجان غربی معرفی شده بود .